bullshits

[ایالات متحده]/bʊlˈʃɪts/
[بریتانیا]/bʊlˈʃɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیهوده صحبت کردن؛ فریب دادن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

call it bullshits

آن را چرندی تعریف کن

no more bullshits

دیگر چرندی وجود ندارد

stop the bullshits

چرندی را متوقف کن

bullshits aside

با وجود چرندی

bullshits happen

چرندی اتفاق می افتد

that’s bullshits

همان چرندی است

bullshits or facts

چرندی یا واقعیت

bullshits everywhere

چرندی در همه جا

more bullshits

چرندی بیشتر

bullshits and lies

چرندی و دروغ

جملات نمونه

he always bullshits his way through meetings.

او همیشه با دروغگویی از پس جلسات برمی‌آید.

stop bullshitting and get to the point.

دیگه دروغ نگو و به اصل مطلب برس.

she bullshits about her achievements all the time.

او همیشه درباره دستاوردهای خود اغراق می‌کند.

they were just bullshitting around instead of working.

آنها به جای کار فقط دورهمی و خوشگذرانی می‌کردند.

don't believe everything he bullshits.

نبايد به همه حرف‌های دروغش باور کنی.

it's frustrating when he bullshits during serious discussions.

وقتی در بحث‌های جدی دروغ می‌گوید، آزاردهنده است.

he bullshits about his travels to impress others.

او درباره سفرهايش دروغ می‌گوید تا دیگران را تحت تاثیر قرار دهد.

she can tell when someone is just bullshitting.

او می‌تواند بفهمد چه زمانی کسی دارد دروغ می‌گوید.

they were bullshitting about politics all night.

آنها تمام شب درباره سیاست دروغ می‌گفتند.

he tends to bullshit when he doesn't know the answer.

وقتی جواب سوال را نمی‌داند، معمولاً دروغ می‌گوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید