bumblebees

[ایالات متحده]/ˈbʌm(ə)biːz/
[بریتانیا]/ˈbʌm(ə)biːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنبور عسل، نوعی حشره پرنده که به خاطر صدای بلند وز وز و ظاهر پشمالوی خود شناخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bumblebees buzzing

بززدن زنبورهای عسل

bumblebees pollinating

تلقيح زنبورهای عسل

bumblebees flying

پرواز زنبورهای عسل

bumblebees nest

کندوی زنبور عسل

bumblebees colony

كلني زنبور عسل

bumblebees habitat

زيستگاه زنبور عسل

bumblebees and flowers

زنبورهای عسل و گل ها

bumblebees species

گونه های زنبور عسل

bumblebees behavior

رفتار زنبورهای عسل

bumblebees foraging

جمع آوری غذا توسط زنبورهای عسل

جملات نمونه

bumblebees are essential for pollinating flowers.

خرس‌ها برای گرده‌افشانی گل‌ها ضروری هستند.

many gardeners attract bumblebees to their gardens.

بسیاری از باغداران خرچنگ‌ها را به باغ‌های خود جذب می‌کنند.

bumblebees can be recognized by their fuzzy bodies.

خرچنگ‌ها را می‌توان از بدن پوشیده آنها تشخیص داد.

children love watching bumblebees buzzing around.

بچه‌ها عاشق تماشای خرچنگ‌هایی هستند که در حال وزوز هستند.

bumblebees play a vital role in our ecosystem.

خرچنگ‌ها نقش حیاتی در اکوسیستم ما ایفا می‌کنند.

some species of bumblebees are declining in number.

تعداد برخی از گونه‌های خرچنگ در حال کاهش است.

bumblebees are known for their loud buzzing sound.

خرچنگ‌ها به دلیل صدای بلند وزوز خود شناخته شده‌اند.

farmers rely on bumblebees for crop pollination.

کشاورزان برای گرده‌افشانی محصولات به خرچنگ‌ها متکی هستند.

bumblebees can fly in cooler temperatures than honeybees.

خرچنگ‌ها می‌توانند در دمای پایین‌تر از زنبورهای عسل پرواز کنند.

observing bumblebees can be a fun outdoor activity.

مشاهده خرچنگ‌ها می‌تواند یک فعالیت سرگرم‌کننده در فضای باز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید