spiders

[ایالات متحده]/ˈspaɪ.dəz/
[بریتانیا]/ˈspaɪ.dɚz/

ترجمه

n.تعداد زیاد عنکبوت؛ عنکبوت‌هایی با هشت پا و معمولاً غدد تولید ابریشم
v.سوم شخص مفرد زمان حال فعل عنکبوت؛ برای حرکت یا شکار مانند عنکبوت؛ فعل گذشته و فعل گذشته فعل عنکبوت

عبارات و ترکیب‌ها

fear spiders

ترس از عنکبوت‌ها

web of spiders

شبکه‌ی عنکبوت‌ها

like spiders

دوست‌دار عنکبوت‌ها

hunting spiders

عنکبوت‌های شکارچی

giant spiders

عنکبوت‌های غول‌پیکر

spiders spin

عنکبوت‌ها تار می‌زنند

many spiders

عنکبوت‌های زیاد

spider bite

گازگرفتگی عنکبوت

spiders crawl

عنکبوت‌ها خزنده هستند

spider webs

تار عنکبوت

جملات نمونه

the spider spun a delicate web between the branches.

پری‌شان تار عنکبوت ظریفی را بین شاخه‌ها بافت.

i'm afraid of spiders, especially the big hairy ones.

من از عنکبوت‌ها می‌ترسم، به خصوص عنکبوت‌های بزرگ و پرمو.

we saw several spiders crawling on the garage wall.

ما چندین عنکبوت را دیدیم که روی دیوار گاراژ می‌خزیدند.

the children collected spiders in a jar for observation.

کودکان عنکبوت‌ها را در یک شیشه برای مشاهده جمع‌آوری کردند.

the spider's web glistened with morning dew.

تار عنکبوت با شبنم صبحگاهی می‌درخشید.

he brushed a spider off his shoulder without a word.

او بدون اینکه کلمه‌ای بگوید، یک عنکبوت را از روی شانه‌اش پاک کرد.

the spider quickly darted across the room.

عنکبوت به سرعت از اتاق عبور کرد.

she shivered at the thought of spiders in the attic.

او با فکر عنکبوت‌ها در زیرزمین لرزید.

the spider caught a fly in its sticky web.

عنکبوت یک مگس را در تار چسبناکش به دام انداخت.

the gardener removed the spiders and their webs from the plants.

باغبانی عنکبوت‌ها و تار عنکوب آن‌ها را از گیاهان جدا کرد.

the tarantula is a large and hairy type of spider.

عنکبوت تارا نوعی عنکبوت بزرگ و پرمو است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید