bumper

[ایالات متحده]/ˈbʌmpə(r)/
[بریتانیا]/ˈbʌmpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فراوان، plentiful
n. دستگاهی طراحی شده برای جذب شوک یک تصادف
vt. پر کردن به ظرفیت، نوشیدن برای سلامتی یا موفقیت
vi. نوشیدن، به هم زدن لیوان‌ها و نوشیدن به سلامتی یا موفقیت کسی

عبارات و ترکیب‌ها

front bumper

باربند جلو

rear bumper

باربند عقب

bumper stickers

برچسب‌های باربند

bumper-to-bumper warranty

گارانتی کامل

bumper crop

عملکرد خوب

bumper car

ماشین برخورد

bumper sale

حراجی بزرگ

bumper harvest

عملکرد خوب

bumper sticker

برچسب باربند

bumper year

سال خوب

جملات نمونه

a sequence of bumper harvests

یک دنباله از برداشت‌های فراوان

a bumper haul of fish

یک برداشت فراوان ماهی

a bumper crop of corn.

یک محصول فراوان ذرت.

The cars were bumper-to-bumper in the tunnel.

ماشین‌ها در تونل به هم چسبیده بودند.

theatreland is having a bumper season.

تئاترها یک فصل پر رونق دارند.

reap bumper harvests in succession

برداشت‌های فراوان را به ترتیب برداشت کنید

It's bumper to humper all the way.

همه جاده ها به هم چسبیده اند.

Being a Friday evening, it was bumper to bumper on the main road leading out of town.

با توجه به اینکه جمعه شب بود، جاده اصلی که از شهر خارج می شد، به هم چسبیده بود.

Jacques was prophesying a bumper harvest.

ژاک بود که پیش بینی می کرد برداشت فراوان خواهد بود.

Timely snow foretells a bumper harvest.

برف به موقع، برداشت فراوان را پیش بینی می کند.

The painting represents the scene of a bumper harvest.

این نقاشی صحنه برداشت فراوان را نشان می دهد.

the bumper crumpled as it glanced off the wall.

بمپر هنگام برخورد با دیوار فرورفت.

Farmers have reported a bumper crop this year.

کشاورزان گزارش داده اند که امسال محصول فراوانی وجود دارد.

a fabric that absorbs sound; a bumper that absorbs impact.

پارچه ای که صدا را جذب می کند؛ یک ضربه گیر که ضربه را جذب می کند.

with more orders expected, the company is counting down to a bumper Christmas.

با توجه به انتظار سفارشات بیشتر، شرکت برای کریسمس پر رونق در حال شمارش معکوس است.

"Solstitial " is the red-letter day that the bumper harvest celebrates after farmer busy season formerly.

"Solstitial" روز مهمی است که پس از فصل شلوغ کشاورزی، برداشت فراوان آن را جشن می گیرد.

نمونه‌های واقعی

When you're bumper to bumper in traffic for 73 minutes on the 405.

وقتی در ترافیک سنگین به هم چسبیده‌اید و 73 دقیقه روی بزرگراه 405.

منبع: Idol speaks English fluently.

Ever seen the front bumper or grill of a truck?

تا حالا جلوپنجره یا سپر جلوی یک کامیون را دیده‌اید؟

منبع: Superhero Science (Audio Version)

Oh, Lynette, don't be silly. It's just the bumper.

اوه، لینت، احمقانه نگو. فقط سپر است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

Luckily, the New York City traffic seemed to be cooperating—cars were bumper to bumper.

خوشبختانه، به نظر می‌رسید ترافیک نیویورک با ما همکاری می‌کند - ماشین‌ها به هم چسبیده بودند.

منبع: Spider-Man: No Way Home

Rain or shine, there's always a bumper crop of stories.

در باران یا آفتاب، همیشه یک محصول فراوان از داستان‌ها وجود دارد.

منبع: Modern Family - Season 03

I used to have that bumper sticker.

من قبلاً آن برچسب سپر را داشتم.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

'Bumper profits' just means 'really huge profits'.

'سود سرشار' فقط به معنای 'سود بسیار زیاد' است.

منبع: Learn English by following hot topics.

Do you always talk in bumper sticker?

آیا همیشه با برچسب سپر صحبت می‌کنید؟

منبع: Gourmet food, prayer, and love

Even the front bumper is a seat.

حتی سپر جلو هم یک صندلی است.

منبع: America The Story of Us

I'm in the bumper sticker business.

من در زمینه تولید برچسب‌های سپر هستم.

منبع: Forrest Gump Selected Highlights

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید