bunkered down
ایمن در پناهگاه
bunkered up
ایمن در پناهگاه
bunkered in
ایمن در پناهگاه
bunkered away
دور از دسترس و در پناهگاه
bunkered shelter
پناهگاه امن
bunkered position
موقعیت امن
bunkered troops
نیروهای مستقر در پناهگاه
bunkered area
منطقه امن
bunkered site
محل امن
bunkered defense
دفاع امن
the ship was bunkered with fuel before the long journey.
کشتی قبل از سفر طولانی با سوخت سوار شد.
they bunkered the supplies in preparation for the storm.
آنها در آمادهباش برای طوفان، لوازم را سوار کردند.
after the meeting, he felt bunkered by the amount of information.
بعد از جلسه، او احساس کرد که حجم اطلاعات او را در بر گرفته است.
she bunkered down to study for her final exams.
او برای آمادگی برای امتحانات نهایی، خود را در مطالعه غرق کرد.
the team bunkered in for a long night of coding.
تیم برای یک شب طولانی کدنویسی خود را در یک مکان ثابت نگه داشت.
he was bunkered in his office, working on the project.
او در دفتر خود، در حال کار بر روی پروژه، خود را در یک مکان ثابت نگه داشت.
the soldiers bunkered in their trenches during the battle.
سربازان در طول نبرد خود را در سنگرها حفظ کردند.
she felt bunkered by her responsibilities at work.
او احساس کرد که مسئولیتهای کاری او را در بر گرفته است.
they bunkered together to share resources during the crisis.
آنها برای به اشتراک گذاشتن منابع در طول بحران، با هم جمع شدند.
he was bunkered in his thoughts, unable to focus on anything else.
او در افکار خود غرق شده بود و قادر به تمرکز بر هیچ چیز دیگری نبود.
bunkered down
ایمن در پناهگاه
bunkered up
ایمن در پناهگاه
bunkered in
ایمن در پناهگاه
bunkered away
دور از دسترس و در پناهگاه
bunkered shelter
پناهگاه امن
bunkered position
موقعیت امن
bunkered troops
نیروهای مستقر در پناهگاه
bunkered area
منطقه امن
bunkered site
محل امن
bunkered defense
دفاع امن
the ship was bunkered with fuel before the long journey.
کشتی قبل از سفر طولانی با سوخت سوار شد.
they bunkered the supplies in preparation for the storm.
آنها در آمادهباش برای طوفان، لوازم را سوار کردند.
after the meeting, he felt bunkered by the amount of information.
بعد از جلسه، او احساس کرد که حجم اطلاعات او را در بر گرفته است.
she bunkered down to study for her final exams.
او برای آمادگی برای امتحانات نهایی، خود را در مطالعه غرق کرد.
the team bunkered in for a long night of coding.
تیم برای یک شب طولانی کدنویسی خود را در یک مکان ثابت نگه داشت.
he was bunkered in his office, working on the project.
او در دفتر خود، در حال کار بر روی پروژه، خود را در یک مکان ثابت نگه داشت.
the soldiers bunkered in their trenches during the battle.
سربازان در طول نبرد خود را در سنگرها حفظ کردند.
she felt bunkered by her responsibilities at work.
او احساس کرد که مسئولیتهای کاری او را در بر گرفته است.
they bunkered together to share resources during the crisis.
آنها برای به اشتراک گذاشتن منابع در طول بحران، با هم جمع شدند.
he was bunkered in his thoughts, unable to focus on anything else.
او در افکار خود غرق شده بود و قادر به تمرکز بر هیچ چیز دیگری نبود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید