bunko

[ایالات متحده]/ˈbʌŋkəʊ/
[بریتانیا]/ˈbʌnˌkoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ترفند یا فریب؛ بازی بونکو (یک بازی تاس).
Word Forms
جمعbunkoes

عبارات و ترکیب‌ها

bunko game

بازی بانکو

bunko night

شب بانکو

bunko party

جشن بانکو

bunko rules

قوانین بانکو

bunko score

امتیاز بانکو

bunko fun

سرگرمی بانکو

bunko tournament

تورنمنت بانکو

bunko night out

شب بیرون با بانکو

bunko strategy

استراتژی بانکو

bunko challenge

چالش بانکو

جملات نمونه

he was accused of being a bunko artist.

او به اتهام اینکه یک کلاهبردار بود متهم شد.

she fell victim to a bunko scheme.

او قربانی طرح کلاهبرداری شد.

the bunko operation was finally shut down by the police.

عملیات کلاهبرداری سرانجام توسط پلیس بسته شد.

they warned us about the bunko scams in the area.

آنها به ما در مورد کلاهبرداری های منطقه هشدار دادند.

don't trust him; he has a reputation as a bunko.

به او اعتماد نکنید؛ او به عنوان یک کلاهبردار شهرت دارد.

the community held a meeting to discuss bunko prevention.

جامعه یک جلسه برای بحث در مورد پیشگیری از کلاهبرداری برگزار کرد.

she reported the bunko incident to the authorities.

او این حادثه کلاهبرداری را به مقامات گزارش کرد.

many people are unaware of bunko tactics.

بسیاری از مردم از روش های کلاهبرداری آگاه نیستند.

the documentary exposed various bunko operations.

مستند عملیات کلاهبرداری مختلف را نشان داد.

education is key to preventing bunko crimes.

آموزش کلید پیشگیری از جرایم کلاهبرداری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید