| جمع | bunkoes |
bunko game
بازی بانکو
bunko night
شب بانکو
bunko party
جشن بانکو
bunko rules
قوانین بانکو
bunko score
امتیاز بانکو
bunko fun
سرگرمی بانکو
bunko tournament
تورنمنت بانکو
bunko night out
شب بیرون با بانکو
bunko strategy
استراتژی بانکو
bunko challenge
چالش بانکو
he was accused of being a bunko artist.
او به اتهام اینکه یک کلاهبردار بود متهم شد.
she fell victim to a bunko scheme.
او قربانی طرح کلاهبرداری شد.
the bunko operation was finally shut down by the police.
عملیات کلاهبرداری سرانجام توسط پلیس بسته شد.
they warned us about the bunko scams in the area.
آنها به ما در مورد کلاهبرداری های منطقه هشدار دادند.
don't trust him; he has a reputation as a bunko.
به او اعتماد نکنید؛ او به عنوان یک کلاهبردار شهرت دارد.
the community held a meeting to discuss bunko prevention.
جامعه یک جلسه برای بحث در مورد پیشگیری از کلاهبرداری برگزار کرد.
she reported the bunko incident to the authorities.
او این حادثه کلاهبرداری را به مقامات گزارش کرد.
many people are unaware of bunko tactics.
بسیاری از مردم از روش های کلاهبرداری آگاه نیستند.
the documentary exposed various bunko operations.
مستند عملیات کلاهبرداری مختلف را نشان داد.
education is key to preventing bunko crimes.
آموزش کلید پیشگیری از جرایم کلاهبرداری است.
bunko game
بازی بانکو
bunko night
شب بانکو
bunko party
جشن بانکو
bunko rules
قوانین بانکو
bunko score
امتیاز بانکو
bunko fun
سرگرمی بانکو
bunko tournament
تورنمنت بانکو
bunko night out
شب بیرون با بانکو
bunko strategy
استراتژی بانکو
bunko challenge
چالش بانکو
he was accused of being a bunko artist.
او به اتهام اینکه یک کلاهبردار بود متهم شد.
she fell victim to a bunko scheme.
او قربانی طرح کلاهبرداری شد.
the bunko operation was finally shut down by the police.
عملیات کلاهبرداری سرانجام توسط پلیس بسته شد.
they warned us about the bunko scams in the area.
آنها به ما در مورد کلاهبرداری های منطقه هشدار دادند.
don't trust him; he has a reputation as a bunko.
به او اعتماد نکنید؛ او به عنوان یک کلاهبردار شهرت دارد.
the community held a meeting to discuss bunko prevention.
جامعه یک جلسه برای بحث در مورد پیشگیری از کلاهبرداری برگزار کرد.
she reported the bunko incident to the authorities.
او این حادثه کلاهبرداری را به مقامات گزارش کرد.
many people are unaware of bunko tactics.
بسیاری از مردم از روش های کلاهبرداری آگاه نیستند.
the documentary exposed various bunko operations.
مستند عملیات کلاهبرداری مختلف را نشان داد.
education is key to preventing bunko crimes.
آموزش کلید پیشگیری از جرایم کلاهبرداری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید