bunkoes

[ایالات متحده]/ˈbʌŋ.kəʊz/
[بریتانیا]/ˈbʌŋ.ˌkoʊz/

ترجمه

n. عمل فریب دادن یا تقلب کردن از کسی، معمولاً شامل قمار.
v. کلاهبرداری یا تقلب کردن از کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

big bunkoes

بونکوهای بزرگ

little bunkoes

بونکوهای کوچک

classic bunkoes

بونکوهای کلاسیک

common bunkoes

بونکوهای رایج

new bunkoes

بونکوهای جدید

old bunkoes

بونکوهای قدیمی

fun bunkoes

بونکوهای سرگرم کننده

silly bunkoes

بونکوهای احمقانه

famous bunkoes

بونکوهای مشهور

local bunkoes

بونکوهای محلی

جملات نمونه

he found a collection of bunkoes in the old library.

او مجموعه‌ای از کتابچه‌های کوچک را در کتابخانه قدیمی پیدا کرد.

many students enjoy reading bunkoes during their free time.

بسیاری از دانش‌آموزان از خواندن کتابچه‌های کوچک در اوقات فراغت خود لذت می‌برند.

bunkoes can often contain valuable historical information.

کتابچه‌های کوچک اغلب می‌توانند حاوی اطلاعات تاریخی ارزشمندی باشند.

she decided to donate her bunkoes to the local school.

او تصمیم گرفت کتابچه‌های کوچک خود را به مدرسه محلی اهدا کند.

he spent hours browsing through various bunkoes at the bookstore.

او ساعت‌ها در فروشگاه کتاب به دنبال انواع کتابچه‌های کوچک گشت.

some bunkoes are rare and hard to find.

برخی از کتابچه‌های کوچک کمیاب و یافتن آن‌ها دشوار است.

she has a special place in her heart for old bunkoes.

او جایگاه ویژه‌ای در قلب خود برای کتابچه‌های کوچک قدیمی دارد.

reading bunkoes can expand your knowledge and imagination.

خواندن کتابچه‌های کوچک می‌تواند دانش و تخیل شما را گسترش دهد.

he often recommends bunkoes to his friends.

او اغلب کتابچه‌های کوچک را به دوستان خود توصیه می‌کند.

she carefully organized her bunkoes by genre.

او کتابچه‌های کوچک خود را به دقت بر اساس ژانر سازماندهی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید