con

[ایالات متحده]/kɒn/
[بریتانیا]/kɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فریب دادن; فرماندهی یک کشتی; حفظ کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

con artist

کلاهبردار

con man

کلاهبردار

confidence trickster

قاچاقچی اعتماد

con job

کلاهبرداری

confidence game

بازی اعتماد

con game

بازی کلاهبرداری

جملات نمونه

a con artist; a con job.

یک کلاهبردار؛ یک کلاهبرداری

got on to the con game.

وارد بازی فریب شدند.

Presentiamoci a lui con lodi, celebriamolo con salmi!

Presentiamoci a lui con lodi, celebriamolo con salmi!

figured them as con artists.

آنها را به عنوان کلاهبردار در نظر گرفتند.

Deputy Chief Con Tony Burden.

معاون ارشد کلاهبردار تونی باردن.

he was easy prey for the two con men.

او طعمه‌ی آسان برای دو مرد کلاهبردار بود.

the pros and cons of share ownership.

مزایا و معایب مالکیت سهام.

a sticky-fingered con artist.

یک کلاهبردار دزد.

The pros and cons cancel out.

مزایا و معایب یکدیگر را خنثی می کنند.

The scheme was all a big con.

طرح یک کلاهبرداری بزرگ بود.

The smaller the canopy density of a forestis, the less the male cones are, and the smaller the ratio of male cones to female cones is.

هرچه تراکم سقف جنگل کمتر باشد، مخروط‌های نر کمتر هستند و نسبت مخروط‌های نر به مخروط‌های ماده کمتر است.

long pendulous cones

کون‌های آویزان و بلند

Teddy Taylor, MP (Con).

تهدی تیلور، نماینده مجلس (کلاهبردار).

part of the road has been coned off.

بخشی از جاده با استفاده از مخروط‌ها مسدود شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید