burgraves

[ایالات متحده]/ˈbɜːrɡræv/
[بریتانیا]/ˈbərˌɡræv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اشرافی، به ویژه کسی که در قرون وسطی یک قلعه و زمین‌های آن را در آلمان یا اتریش در اختیار داشت.

عبارات و ترکیب‌ها

burgrave title

عنوان مارگراف

burgrave duties

وظایف مارگراف

burgrave estate

املاک مارگراف

burgrave office

دفتر مارگراف

burgrave rights

حقوق مارگراف

burgrave lineage

تبار مارگراف

burgrave residence

محل اقامت مارگراف

burgrave authority

اختیارات مارگراف

burgrave privileges

مزایای مارگراف

burgrave legacy

میراث مارگراف

جملات نمونه

the burgrave ruled over the fortified town.

حاکم شهر مستحکم، بر شهر حکومت می‌کرد.

as a burgrave, he had many responsibilities.

به عنوان یک حاکم، او مسئولیت‌های زیادی داشت.

the burgrave's castle was a symbol of power.

قلعه حاکم نمادی از قدرت بود.

she was appointed as the burgrave of the region.

او به عنوان حاکم منطقه منصوب شد.

the burgrave organized a grand feast for the villagers.

حاکم یک جشن بزرگ برای اهالی روستا ترتیب داد.

many stories are told about the burgrave's adventures.

داستان‌های زیادی در مورد ماجراهای حاکم نقل می‌شود.

the burgrave was known for his fair leadership.

حاکم به خاطر رهبری عادلانه خود شناخته می‌شد.

in times of war, the burgrave defended the territory.

در زمان جنگ، حاکم از قلمرو دفاع می‌کرد.

the burgrave's legacy is still remembered today.

ارثیه حاکم هنوز هم امروز به یاد می‌ماند.

the burgrave held court to settle disputes.

حاکم برای حل اختلافات دادگاه برگزار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید