burin

[ایالات متحده]/ˈbʊ.rɪn/
[بریتانیا]/ˈbər.ɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری که برای حکاکی یا گودبرداری استفاده می‌شود و معمولاً از فولاد یا فلزات سخت دیگر ساخته می‌شود؛ سبکی یا تکنیکی از حکاکی یا گودبرداری که با خطوط ریز و جزئیات مشخص می‌شود.
Word Forms
جمعburins

عبارات و ترکیب‌ها

sharp burin

بورِی تیز

fine burin

بورِی ظریف

metal burin

بورِی فلزی

wooden burin

بورِی چوبی

burin tool

ابزار بورِی

burin technique

تکنیک بورِی

burin engraving

حکاکی بورِی

burin art

هنر بورِی

burin carving

نمایشی بورِی

burin design

طراحی بورِی

جملات نمونه

he used a burin to carve intricate designs into the stone.

او از بُرين برای حکاکی طرح‌های پیچیده روی سنگ استفاده کرد.

the artist preferred a burin over a chisel for finer details.

هنرمند ترجیح می‌داد به جای چکش از بُرين برای جزئیات بیشتر استفاده کند.

she learned how to use a burin in her art class.

او یاد گرفت که چگونه از بُرين در کلاس هنر خود استفاده کند.

using a burin requires precision and skill.

استفاده از بُرين نیاز به دقت و مهارت دارد.

the burin left beautiful patterns on the metal surface.

بُرين الگوهای زیبایی روی سطح فلز ایجاد کرد.

after practicing with a burin, he became a master engraver.

پس از تمرین با بُرين، او به یک حکاک ماهر تبدیل شد.

she carefully selected her burin for the engraving project.

او با دقت بُرين خود را برای پروژه حکاکی انتخاب کرد.

the burin technique is essential in traditional printmaking.

تکنیک بُرين در چاپ‌سازی سنتی ضروری است.

he demonstrated how to hold the burin properly.

او نحوه گرفتن صحیح بُرين را نشان داد.

creating art with a burin can be very rewarding.

ایجاد هنر با بُرين می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید