burke and hare
برکه و هِر
Burke set a blistering pace.
برک سرعت سرسامآوری را تعیین کرد.
Burke's views were orthodox in his time.
دیدگاههای بارک در زمان خود متعارف بودند.
burked the investigation by failing to reappoint the commission.
تحقیقات را با عدم تعیین مجدد کمیسیون، نادیده گرفت.
Burke knocked out Byrne, thus becoming champion.
بارک با ناکاوت کردن بیرن، قهرمان شد.
Burke pushed the button and the elevator began its slow ascent.
برک دکمه را فشار داد و آسانسور صعود آهستهاش را آغاز کرد.
burke and hare
برکه و هِر
Burke set a blistering pace.
برک سرعت سرسامآوری را تعیین کرد.
Burke's views were orthodox in his time.
دیدگاههای بارک در زمان خود متعارف بودند.
burked the investigation by failing to reappoint the commission.
تحقیقات را با عدم تعیین مجدد کمیسیون، نادیده گرفت.
Burke knocked out Byrne, thus becoming champion.
بارک با ناکاوت کردن بیرن، قهرمان شد.
Burke pushed the button and the elevator began its slow ascent.
برک دکمه را فشار داد و آسانسور صعود آهستهاش را آغاز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید