burked

[ایالات متحده]/bɜːrkt/
[بریتانیا]/bərkd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت burke، برای اجتناب یا پنهان کردن چیزی با نابود کردن آن یا جلوگیری از افشای آن

عبارات و ترکیب‌ها

burked his career

مسدود کردن حرفه او

burked the project

مسدود کردن پروژه

burked the evidence

مسدود کردن مدارک

burked the truth

مسدود کردن حقیقت

burked the plan

مسدود کردن برنامه

burked the discussion

مسدود کردن بحث

burked the meeting

مسدود کردن جلسه

burked his chances

مسدود کردن فرصت‌های او

burked the proposal

مسدود کردن پیشنهاد

burked the outcome

مسدود کردن نتیجه

جملات نمونه

his plans were burked by unexpected circumstances.

برنامه‌های او به دلیل شرایط غیرمنتظره متوقف شد.

she felt that her ideas were burked during the meeting.

او احساس کرد که ایده‌هایش در طول جلسه متوقف شدند.

the project was burked due to lack of funding.

این پروژه به دلیل کمبود بودجه متوقف شد.

many initiatives were burked by bureaucratic red tape.

بسیاری از طرح‌ها به دلیل کاغذبازی‌های اداری متوقف شدند.

his promotion was burked by office politics.

ترویج او به دلیل سیاست‌های اداری متوقف شد.

the investigation was burked by a lack of evidence.

تحقیقات به دلیل فقدان مدرک متوقف شد.

her efforts to reform the system were burked at every turn.

تلاش‌های او برای اصلاح سیستم در هر فرصتی متوقف شد.

the new policy was burked by public opposition.

سیاست جدید به دلیل مخالفت عمومی متوقف شد.

his career was burked by a series of unfortunate events.

مسیر شغلی او به دلیل مجموعه‌ای از وقایع ناگوار متوقف شد.

the initiative was burked before it could take off.

این طرح قبل از اینکه بتواند شروع شود متوقف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید