burnoose style
سبک برنووز
wear a burnoose
برنووز بپوشید
traditional burnoose
برنووز سنتی
burnoose fashion
مد برنووز
burnoose design
طراحی برنووز
burnoose fabric
پارچه برنووز
burnoose color
رنگ برنووز
burnoose pattern
الگوی برنووز
burnoose outfit
لباس برنووز
burnoose culture
فرهنگ برنووز
he wore a traditional burnoose during the festival.
او یک برنووز سنتی به تن کرد در طول جشنواره.
the burnoose is often associated with north african culture.
برنووز اغلب با فرهنگ شمال آفریقا مرتبط است.
she admired the intricate patterns on the burnoose.
او به الگوهای پیچیده روی برنووز علاقه مند بود.
many men in the desert wear a burnoose for protection against the sun.
بسیاری از مردان در صحرا برای محافظت در برابر آفتاب یک برنووز می پوشند.
the burnoose is a symbol of identity for many tribes.
برنووز نماد هویت برای بسیاری از قبایل است.
he wrapped the burnoose around himself for warmth.
او برای گرم شدن برنووز را دور خود پیچید.
during the ceremony, he donned a ceremonial burnoose.
در طول مراسم، او یک برنووز تشریفاتی به تن کرد.
the burnoose is made from lightweight fabric for comfort.
برنووز از پارچه سبک برای راحتی ساخته شده است.
she learned how to properly wear a burnoose.
او یاد گرفت که چگونه به درستی یک برنووز بپوشد.
in the market, colorful burnooses were on display.
در بازار، برنووزهای رنگارنگ به نمایش گذاشته شده بودند.
burnoose style
سبک برنووز
wear a burnoose
برنووز بپوشید
traditional burnoose
برنووز سنتی
burnoose fashion
مد برنووز
burnoose design
طراحی برنووز
burnoose fabric
پارچه برنووز
burnoose color
رنگ برنووز
burnoose pattern
الگوی برنووز
burnoose outfit
لباس برنووز
burnoose culture
فرهنگ برنووز
he wore a traditional burnoose during the festival.
او یک برنووز سنتی به تن کرد در طول جشنواره.
the burnoose is often associated with north african culture.
برنووز اغلب با فرهنگ شمال آفریقا مرتبط است.
she admired the intricate patterns on the burnoose.
او به الگوهای پیچیده روی برنووز علاقه مند بود.
many men in the desert wear a burnoose for protection against the sun.
بسیاری از مردان در صحرا برای محافظت در برابر آفتاب یک برنووز می پوشند.
the burnoose is a symbol of identity for many tribes.
برنووز نماد هویت برای بسیاری از قبایل است.
he wrapped the burnoose around himself for warmth.
او برای گرم شدن برنووز را دور خود پیچید.
during the ceremony, he donned a ceremonial burnoose.
در طول مراسم، او یک برنووز تشریفاتی به تن کرد.
the burnoose is made from lightweight fabric for comfort.
برنووز از پارچه سبک برای راحتی ساخته شده است.
she learned how to properly wear a burnoose.
او یاد گرفت که چگونه به درستی یک برنووز بپوشد.
in the market, colorful burnooses were on display.
در بازار، برنووزهای رنگارنگ به نمایش گذاشته شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید