burred

[ایالات متحده]/bɜːrd/
[بریتانیا]/bərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vpast زمان گذشته و قسمت گذشته 'burr'

عبارات و ترکیب‌ها

burred edge

لبه‌ی برّیده

burred surface

سطح برّیده

burred metal

فلز برّیده

burred finish

پوشش برّیده

burred cut

برش برّیده

burred tool

ابزار برّیده

burred edgework

کار روی لبه‌ی برّیده

burred line

خط برّیده

burred detail

جزئیات برّیده

burred image

تصویر برّیده

جملات نمونه

the photograph was burred, making it hard to see the details.

عکس تار بود و دیدن جزئیات را دشوار می‌کرد.

his voice burred in the background, blending with the noise.

صدای او در پس‌زمینه محو می‌شد و با سر و صدا ترکیب می‌شد.

the edges of the drawing were burred, giving it a dreamy effect.

لبه‌های طرح تار بودند و به آن جلوه‌ای رویایی می‌دادند.

she burred her words, making it difficult to understand.

او کلمات خود را به گونه‌ای بیان کرد که فهم آن را دشوار می‌کرد.

the screen burred during the presentation, causing distraction.

صفحه نمایش در طول ارائه تار شد و باعث حواس‌پرتی شد.

his memories of that day were burred and unclear.

خاطرات او از آن روز تار و نامشخص بود.

the fog burred the landscape, creating an eerie atmosphere.

مه منظره را تار کرد و فضایی وهم‌آلود ایجاد کرد.

as i looked closer, the text on the page was burred.

وقتی بیشتر دقت کردم، متنی که روی صفحه بود تار بود.

he spoke so quickly that his words burred together.

او آنقدر سریع صحبت می‌کرد که کلماتش با هم ترکیب می‌شدند.

the image was burred, but i could still recognize the subject.

تصویر تار بود، اما هنوز می‌توانستم موضوع را تشخیص دهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید