bushfire

[ایالات متحده]/ˈbʊʃˌfaɪər/
[بریتانیا]/ˈbʊʃˌfaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آتش‌سوزی که در یک منطقه از درختچه‌ها و درختان می‌سوزد، معمولاً در یک محیط خشک یا نیمه‌خشک؛ آتش بزرگ که به سرعت در یک جنگل یا منطقه جنگلی گسترش می‌یابد.

عبارات و ترکیب‌ها

bushfire season

فصل آتش‌سوزی

bushfire risk

خطر آتش‌سوزی

bushfire alert

هشدار آتش‌سوزی

bushfire management

مدیریت آتش‌سوزی

bushfire prevention

جلوگیری از آتش‌سوزی

bushfire recovery

بازسازی پس از آتش‌سوزی

bushfire damage

آسیب ناشی از آتش‌سوزی

bushfire response

واکنش به آتش‌سوزی

bushfire smoke

دود آتش‌سوزی

bushfire warning

اخطار آتش‌سوزی

جملات نمونه

the bushfire spread rapidly through the dry forest.

آتش‌سوزی به سرعت در جنگل خشک گسترش یافت.

firefighters worked tirelessly to control the bushfire.

آتش‌نشانان بی‌وقفه برای کنترل آتش‌سوزی تلاش کردند.

the bushfire caused extensive damage to homes and wildlife.

آتش‌سوزی خسارت زیادی به خانه‌ها و حیات وحش وارد کرد.

residents were evacuated due to the approaching bushfire.

به دلیل نزدیک شدن آتش‌سوزی، ساکنان تخلیه شدند.

authorities issued a warning about the bushfire risk.

مقامات در مورد خطر آتش‌سوزی هشدار دادند.

the bushfire season typically peaks in the summer months.

فصل آتش‌سوزی معمولاً در ماه‌های تابستان به اوج می‌رسد.

many animals were displaced by the bushfire.

بسیاری از حیوانات به دلیل آتش‌سوزی آواره شدند.

efforts to prevent bushfires include controlled burns.

تلاش‌ها برای جلوگیری از آتش‌سوزی‌ها شامل سوزاندن کنترل‌شده است.

after the bushfire, the landscape looked completely different.

پس از آتش‌سوزی، چشم‌انداز کاملاً متفاوت به نظر می‌رسید.

community support is vital in the aftermath of a bushfire.

حمایت جامعه در پی آتش‌سوزی حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید