bushing

[ایالات متحده]/ˈbʊʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbʊʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آستین یا حلقه‌ای که اصطکاک بین اجزای متحرک را کاهش می‌دهد.; یک پوشش یا جعبه برای یک شفت، لوله و غیره، برای کاهش سایش و اصطکاک.

عبارات و ترکیب‌ها

bushing removal

خارج کردن بوشینگ

bushing installation

نصب بوشینگ

bushing repair

تعمیر بوشینگ

bushing replacement

تعویض بوشینگ

bushing wear

سایش بوشینگ

bushing size

اندازه بوشینگ

bushing type

نوع بوشینگ

bushing fit

تناسب بوشینگ

bushing design

طراحی بوشینگ

bushing function

عملکرد بوشینگ

جملات نمونه

the bushing helps reduce friction in the machinery.

بوشینگ به کاهش اصطکاک در ماشین‌آلات کمک می‌کند.

we need to replace the worn-out bushing in the engine.

ما باید بوشینگ فرسوده را در موتور تعویض کنیم.

the bushing was installed to improve the performance.

بوشینگ برای بهبود عملکرد نصب شد.

check the bushing for any signs of damage.

بوشینگ را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کنید.

the technician recommended using a high-quality bushing.

تکنسین استفاده از یک بوشینگ با کیفیت بالا را توصیه کرد.

a proper bushing can extend the life of the equipment.

یک بوشینگ مناسب می‌تواند عمر تجهیزات را افزایش دهد.

make sure the bushing fits snugly in the housing.

مطمئن شوید که بوشینگ به طور ایمن در محفظه قرار دارد.

the bushing plays a crucial role in the assembly.

بوشینگ نقش مهمی در مونتاژ ایفا می‌کند.

lubricate the bushing to ensure smooth operation.

برای اطمینان از عملکرد روان، بوشینگ را روغن کاری کنید.

different sizes of bushing are available for various applications.

اندازه‌های مختلف بوشینگ برای کاربردهای مختلف موجود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید