spacer

[ایالات متحده]/'speisə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که برای ایجاد فاصله بین اشیاء یا سطوح استفاده می‌شود؛ ناحیه‌ای تعیین شده بین دو مورد؛ دستگاهی که برای جلوگیری از جریان معکوس الکتریکی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

spacer bar

میله فاصله

spacer sleeve

آستین فاصله

spacer block

بلوک فاصله

spacer tube

لوله فاصله

spacer ring

حلقه فاصله

spacer panel

صفحه فاصله

spacer grid

شبکه فاصله

spacer material

مواد فاصله

جملات نمونه

Edge effects of Ni polycide formation are enhanced by such recessed spacer and result in Rs reduction further.

اثرات لبه‌ای تشکیل پلی‌سید Ni با استفاده از فضای خالی فرورفته افزایش می‌یابد و منجر به کاهش Rs بیشتر می‌شود.

Novel protein binding compounds of Formula (III): W-X-Y-(Z)n in which Y is a branching moiety, Z represents a polydentate ligand chelating agent that coordinates a metal ion;X is a spacer moiety;

ترکیبات اتصال پروتئین نوآورانه با فرمول (III): W-X-Y-(Z)n که در آن Y یک جزء شاخه ای است، Z نشان دهنده یک عامل اتصال لیگاند چند دندانه است که یک یون فلزی را هماهنگ می کند؛ X یک جزء فاصله دهنده است؛

The spacer bar helps maintain equal spacing between the tiles.

میله فاصله دهنده به حفظ فاصله مساوی بین کاشی ها کمک می کند.

She used a spacer to separate the beads on the necklace.

او از یک فاصله دهنده برای جدا کردن مهره ها در گردنبند استفاده کرد.

The carpenter inserted a spacer between the boards for even gaps.

نجار یک فاصله دهنده بین تخته ها برای ایجاد شکاف های یکنواخت قرار داد.

The spacer ring is essential for proper alignment of the components.

حلقه فاصله دهنده برای تراز مناسب قطعات ضروری است.

Make sure to use a spacer when installing the new cabinet handles.

مطمئن شوید هنگام نصب دستگیره های کابینت جدید از یک فاصله دهنده استفاده کنید.

The astronaut wore a spacer suit during the spacewalk.

فضانورد در هنگام پیاده روی فضایی لباس فاصله دهنده پوشید.

The spacer bar is commonly used in double-glazed windows.

میله فاصله دهنده معمولاً در پنجره های دوجداره استفاده می شود.

You can adjust the spacer to control the depth of the cut.

می توانید با تنظیم فاصله دهنده، عمق برش را کنترل کنید.

The mechanic added a spacer to the car's suspension to improve handling.

مکانیک یک فاصله دهنده به سیستم تعلیق خودرو اضافه کرد تا هندلینگ را بهبود بخشد.

The spacer panel is designed to fit between the two larger panels.

پانل فاصله دهنده به گونه ای طراحی شده است که بین دو پانل بزرگتر قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید