busts

[ایالات متحده]/bʌsts/
[بریتانیا]/bʌsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای شکستن یا خرد کردن چیزی؛ برای انجام یک حمله غافلگیرانه؛ برای تنزل رتبه یا وضعیت کسی
n. مجسمه‌های نیمه‌بالایی یک شخص؛ سینه‌ها؛ اندازه سینه؛ یک حمله یا یورش ناگهانی

عبارات و ترکیب‌ها

busts out

بیرون می‌زند

busts up

خرد می‌کند

busts down

خراب می‌شود

busts loose

آزاد می‌شود

busts in

وارد می‌شود

busts out laughing

از خنده منفجر می‌شود

busts a move

حرکتی انجام می‌دهد

busts a rhyme

قافیه‌ای می‌سازد

busts a gut

تمام تلاش خود را می‌کند

busts a cap

گلوله می‌زند

جملات نمونه

she busts out laughing at his jokes.

او در جواب به شوخی‌های او قهقهه می‌زند.

the artist busts out new paintings every month.

هنرمند هر ماه نقاشی‌های جدید ارائه می‌دهد.

he busts through the door in excitement.

او با هیجان از در عبور می‌کند.

they busts a move on the dance floor.

آنها یک حرکت روی زمین رقص انجام می‌دهند.

the team busts their opponents' defense.

تیم دفاع حریف را از هم می‌پاشاند.

she busts the myth about the haunted house.

او افسانه مربوط به خانه تسخیر شده را رد می‌کند.

he busts out his guitar at every party.

او در هر مهمانی گیتار خود را بیرون می‌آورد.

the detective busts the criminal ring.

مامور پلیس باند جنایتکاران را دستگیر می‌کند.

she busts out the champagne to celebrate.

او برای جشن گرفتن شامپاین را بیرون می‌آورد.

the coach busts the team into shape before the finals.

مربی تیم را قبل از فینال به فرم می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید