buzzard

[ایالات متحده]/'bʌzəd/
[بریتانیا]/ˈbʌzəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی شاهین با منقار خمیده و بال‌های پهن؛ شخصی حریص و نفرت‌انگیز.

جملات نمونه

The buzzard soared high in the sky.

شاهین‌سانان در آسمان به پرواز درآمد.

The farmer spotted a buzzard circling above the fields.

کشاورز شاهین‌سانانی را که بالای مزارع در حال چرخیدن بود، دید.

The buzzard is a bird of prey.

شاهین‌سانان پرنده ای شکاری است.

Buzzards are often seen scavenging for food.

شاهین‌سانان اغلب دیده می شوند که در حال جمع آوری غذا هستند.

The buzzard's sharp eyesight helps it hunt for prey.

بینایی تیز شاهین‌سانان به آن کمک می کند تا به دنبال طعمه بگردد.

Buzzards play an important role in the ecosystem by controlling rodent populations.

شاهین‌سانان با کنترل جمعیت جوندگان نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می کنند.

The buzzard's distinctive call echoed through the forest.

صدای مشخص شاهین‌سانان در جنگل طنین انداز شد.

The buzzard perched on a tree branch, scanning the ground for food.

شاهین‌سانان روی شاخه درخت نشسته و زمین را برای پیدا کردن غذا اسکن می کرد.

Buzzards are known for their scavenging behavior.

شاهین‌سانان به دلیل رفتار جمع آوری غذا معروف هستند.

The buzzard glided effortlessly on the thermal currents.

شاهین‌سانان به راحتی روی جریان های حرارتی سر خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید