kite

[ایالات متحده]/kaɪt/
[بریتانیا]/kaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بادبادک

عبارات و ترکیب‌ها

fly a kite

بادبادک پرواز دادن

colorful kite

بادکنک رنگارنگ

kite festival

جشنواره بادکنک

kite flying

بالا بردن بادبادک

paper kite

بادکنک کاغذی

fly one's kite

بادکنک را پرواز دادن

kite runner

دو راننده بادکنک

جملات نمونه

a kite too delicate to fly.

بادبانی که خیلی ظریف است که نتواند پرواز کند.

He'll make a kite for me.

او برای من یک هواپیمای کاغذی خواهد ساخت.

A boy is flying a kite in the piazza.

یک پسر در میدان در حال پرواز با هواپیمای کاغذی است.

a kite flying above the playground.

یک هواپیمای کاغذی در حال پرواز بالای زمین بازی است.

fly a kite; fly a flag.

بادبادک را به پرواز درآورید؛ پرچم را به پرواز درآورید.

he kited into England on Concorde.

او با Concorde به انگلستان پرواز کرد.

A kite is a quadrilateral with one line of symmetry.

یک هواپیمای کاغذی یک چهارضلعی با یک خط تقارن است.

The kites were afoul in the wind.

بادبادک‌ها در باد به مشکل برخوردند.

I thought that I would fly a kite for a somewhat unfashionable theory.

من فکر کردم که برای یک نظریه تا حدودی غیرمتعارف، یک هواپیمای کاغذی پرواز خواهم کرد.

A kite dangles from a telephone wire.

بادبزنی از سیم تلفن آویزان است.

He was as high as a kite when they came to arrest him.

وقتی آنها برای دستگیری او آمدند، او به اندازه یک هواپیمای کاغذی بالا بود.

Hassan the harelipped kite runner.

حسین، دوچرخه‌سوار هواپیمای کاغذی با لب‌های خرچلی.

tied the kite to a post; tie up a bundle.

هواپیمای کاغذی را به یک ستون بست؛ بسته‌ای را ببند.

You should fly your kite against the wind.

شما باید هواپیمای کاغذی خود را برخلاف باد پرواز دهید.

My brother is flying a kite in the park.

برادر من در حال پرواز با هواپیمای کاغذی در پارک است.

The kites fly upwind.How beautiful the scene is!

بادبادک‌ها با باد برخلاف جهت حرکت می‌کنند. چه صحنه‌ای زیبا!

The girl let the kite fly to the sky by paying out the string.

دختر هواپیمای کاغذی را با رها کردن ریسمان به سمت آسمان پرواز داد.

Kites are a childhood toy for most people, but not for Buteo Huang.

بادبادک‌ها برای اکثر مردم یک اسباب‌بازی دوران کودکی هستند، اما برای بوتهو هوانگ نه.

Go out to fly the kites and enjoy the difform kites.

بیرون بروید تا بادبادک‌ها را پرواز دهید و از بادبادک‌های متنوع لذت ببرید.

Some members of the government flew a kite about wage control on television.

برخی از اعضای دولت در مورد کنترل دستمزد در تلویزیون یک هواپیمای کاغذی پرواز دادند.

نمونه‌های واقعی

She had never learned to fly a kite.

او هرگز یاد نگرفته بود که چگونه بادبادک را پرواز دهد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

My son helped me fly the kite.

پسرم به من کمک کرد تا بادبادک را پرواز کنم.

منبع: High School English People's Education Edition Volume 1 Listening Materials

He saved the kite just in time.

او درست به موقع بادبادک را نجات داد.

منبع: "Experience English" Children's English Reading Material

And to help him – a bird-scaring kite.

و برای کمک به او - یک بادبادک ترساندن پرنده.

منبع: BBC English Unlocked

No. And she isn't flying her kite.

نه. و او بادبادکش را پرواز نمی دهد.

منبع: Kid's Box 2 text

How do you feel about little raspberry kites?

در مورد بادبادک های کوچک توت فرنگی چه احساسی دارید؟

منبع: Charlie and the Chocolate Factory

Well, do you think you could fix our kite?

خب، فکر می کنید می توانید بادبادک ما را تعمیر کنید؟

منبع: Sarah and the little duckling

You can go fly your kites.

می توانید بروید و بادبادک های خود را پرواز دهید.

منبع: American English dialogue

I built a strong kite and waited for bad weather.

من یک بادبادک محکم ساختم و منتظر آب و هوای بد ماندم.

منبع: High School English People's Education Edition Volume 1 Listening Materials

Have you got an orange kite?

آیا یک بادبادک نارنجی داری؟

منبع: New Standard Primary English Grade 3 Lower Volume by Foreign Language Teaching and Research Press

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید