buzzy

[ایالات متحده]/ˈbʌzi/
[بریتانیا]/ˈbʊzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از یا ایجاد صدای وزوز; سرزنده و پرانرژی

عبارات و ترکیب‌ها

buzzy market

بازار پر جنب و جوش

buzzy atmosphere

فضای پر جنب و جوش

buzzy event

رویداد پر جنب و جوش

buzzy startup

شرکت نوپا پر جنب و جوش

buzzy trend

روند پر جنب و جوش

buzzy conversation

گفتگوی پر جنب و جوش

buzzy news

اخبار پر جنب و جوش

buzzy brand

برند پر جنب و جوش

buzzy product

محصول پر جنب و جوش

buzzy scene

صحنه پر جنب و جوش

جملات نمونه

the new café has a buzzy atmosphere.

کافه جدید فضایی پرجنب‌وجوش دارد.

everyone is talking about the buzzy new movie.

همه در مورد فیلم جدید و پرجنب‌وجوش صحبت می‌کنند.

she loves the buzzy energy of the city.

او عاشق انرژی پرجنب‌وجوش شهر است.

there's a buzzy vibe at the music festival.

در جشنواره موسیقی حال و هوای پرجنب‌وجوشی وجود دارد.

the startup has a buzzy reputation in tech circles.

این استارتاپ در میان فعالان حوزه فناوری شهرت پرجنب‌وجوشی دارد.

his presentation created a buzzy discussion among the attendees.

ارائه او باعث ایجاد بحثی پرجنب‌وجوش در میان شرکت‌کنندگان شد.

they opened a buzzy bar in the downtown area.

آنها یک بار پرجنب‌وجوش در منطقه مرکز شهر باز کردند.

there's always a buzzy crowd at the weekend markets.

همیشه جمعیت پرجنب‌وجوشی در بازارهای آخر هفته وجود دارد.

the buzzy social media campaign attracted many followers.

کمپین پرجنب‌وجوش رسانه‌های اجتماعی طرفداران زیادی را جذب کرد.

he enjoys the buzzy nightlife in the city.

او از زندگی شبانه پرجنب‌وجوش شهر لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید