buzzy market
بازار پر جنب و جوش
buzzy atmosphere
فضای پر جنب و جوش
buzzy event
رویداد پر جنب و جوش
buzzy startup
شرکت نوپا پر جنب و جوش
buzzy trend
روند پر جنب و جوش
buzzy conversation
گفتگوی پر جنب و جوش
buzzy news
اخبار پر جنب و جوش
buzzy brand
برند پر جنب و جوش
buzzy product
محصول پر جنب و جوش
buzzy scene
صحنه پر جنب و جوش
the new café has a buzzy atmosphere.
کافه جدید فضایی پرجنبوجوش دارد.
everyone is talking about the buzzy new movie.
همه در مورد فیلم جدید و پرجنبوجوش صحبت میکنند.
she loves the buzzy energy of the city.
او عاشق انرژی پرجنبوجوش شهر است.
there's a buzzy vibe at the music festival.
در جشنواره موسیقی حال و هوای پرجنبوجوشی وجود دارد.
the startup has a buzzy reputation in tech circles.
این استارتاپ در میان فعالان حوزه فناوری شهرت پرجنبوجوشی دارد.
his presentation created a buzzy discussion among the attendees.
ارائه او باعث ایجاد بحثی پرجنبوجوش در میان شرکتکنندگان شد.
they opened a buzzy bar in the downtown area.
آنها یک بار پرجنبوجوش در منطقه مرکز شهر باز کردند.
there's always a buzzy crowd at the weekend markets.
همیشه جمعیت پرجنبوجوشی در بازارهای آخر هفته وجود دارد.
the buzzy social media campaign attracted many followers.
کمپین پرجنبوجوش رسانههای اجتماعی طرفداران زیادی را جذب کرد.
he enjoys the buzzy nightlife in the city.
او از زندگی شبانه پرجنبوجوش شهر لذت میبرد.
buzzy market
بازار پر جنب و جوش
buzzy atmosphere
فضای پر جنب و جوش
buzzy event
رویداد پر جنب و جوش
buzzy startup
شرکت نوپا پر جنب و جوش
buzzy trend
روند پر جنب و جوش
buzzy conversation
گفتگوی پر جنب و جوش
buzzy news
اخبار پر جنب و جوش
buzzy brand
برند پر جنب و جوش
buzzy product
محصول پر جنب و جوش
buzzy scene
صحنه پر جنب و جوش
the new café has a buzzy atmosphere.
کافه جدید فضایی پرجنبوجوش دارد.
everyone is talking about the buzzy new movie.
همه در مورد فیلم جدید و پرجنبوجوش صحبت میکنند.
she loves the buzzy energy of the city.
او عاشق انرژی پرجنبوجوش شهر است.
there's a buzzy vibe at the music festival.
در جشنواره موسیقی حال و هوای پرجنبوجوشی وجود دارد.
the startup has a buzzy reputation in tech circles.
این استارتاپ در میان فعالان حوزه فناوری شهرت پرجنبوجوشی دارد.
his presentation created a buzzy discussion among the attendees.
ارائه او باعث ایجاد بحثی پرجنبوجوش در میان شرکتکنندگان شد.
they opened a buzzy bar in the downtown area.
آنها یک بار پرجنبوجوش در منطقه مرکز شهر باز کردند.
there's always a buzzy crowd at the weekend markets.
همیشه جمعیت پرجنبوجوشی در بازارهای آخر هفته وجود دارد.
the buzzy social media campaign attracted many followers.
کمپین پرجنبوجوش رسانههای اجتماعی طرفداران زیادی را جذب کرد.
he enjoys the buzzy nightlife in the city.
او از زندگی شبانه پرجنبوجوش شهر لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید