cabers

[ایالات متحده]/ˈkæbər/
[بریتانیا]/ˈkeɪbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تنه درخت بلند؛ یک چوب پرتابی که در بازی‌های هایلند یا سایر مسابقات قدرت استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

caber toss

پرتاب کابِر

caber length

طول کابِر

caber weight

وزن کابِر

caber competition

مسابقه کابِر

caber event

رویداد کابِر

caber style

سبک کابِر

caber thrower

پرتاب‌کننده کابِر

caber rules

قوانین کابِر

caber training

آموزش کابِر

caber grip

گرفتن کابِر

جملات نمونه

the athlete was able to caber with great skill.

ورزشکار توانست با مهارت فراوان کابِر را انجام دهد.

he practiced caber tossing every weekend.

او هر آخر هفته پرتاب کابِر را تمرین می‌کرد.

during the festival, they held a caber competition.

در طول جشنواره، یک مسابقه کابِر برگزار کردند.

she learned how to caber from her grandfather.

او یاد گرفت کابِر را از پدربزرگش انجام دهد.

caber tossing requires a lot of strength and technique.

پرتاب کابِر نیاز به قدرت و تکنیک زیادی دارد.

he was excited to caber at the highland games.

او برای انجام کابِر در بازی‌های هایلند هیجان داشت.

they trained hard to perfect their caber technique.

آنها سخت تمرین کردند تا تکنیک کابِر خود را کامل کنند.

the caber fell perfectly, earning him first place.

کابِر به طور کامل افتاد و او مقام اول را کسب کرد.

learning to caber can be a fun challenge.

یادگیری کابِر می‌تواند یک چالش سرگرم‌کننده باشد.

he watched videos to improve his caber skills.

او ویدیوها را تماشا کرد تا مهارت‌های کابِر خود را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید