cachinnation

[ایالات متحده]/kəˈkɪneɪʃən/
[بریتانیا]/ˌkækɪˈneɪʃən/

ترجمه

n. خنده‌ی بلند و بی‌پرده؛ شادی پر سر و صدا.؛ حمله‌ای از خنده‌ی هیستریک؛ خنده‌ی تشنجی به عنوان یک علامت از هیستری یا اختلالات روانی دیگر.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

loud cachinnation

قهقهه بلند

cachinnation erupted

قهقهه فوران کرد

cachinnation filled

قهقهه پر کرد

cachinnation echoed

قهقهه پژواک شد

cachinnation followed

قهقهه دنبال کرد

cachinnation broke

قهقهه شکست

cachinnation rang

قهقهه زنگ زد

cachinnation arose

قهقهه سربرآورد

cachinnation ensued

قهقهه رخ داد

جملات نمونه

his cachinnation filled the room with joy.

خنده او اتاق را با شادی پر کرد.

we couldn't help but join in his cachinnation.

ن توانستیم از همراهی با خنده او خودداری کنیم.

the cachinnation of the audience was contagious.

خنده حضار مسری بود.

her cachinnation echoed down the hall.

خنده او در راهرو طنین انداز شد.

despite the seriousness of the meeting, his cachinnation broke the tension.

با وجود جدیت جلسه، خنده او تنش را شکست.

they shared a cachinnation over the funny story.

آنها بر سر داستان خنده دار با هم خنده کردند.

her cachinnation was the highlight of the party.

خنده او جذاب ترین بخش مهمانی بود.

his cachinnation could be heard from blocks away.

خنده او را از چند بلوک دورتر می شنیدند.

we all burst into cachinnation at the joke.

ما همه در جواب این شوخی به خنده افتادیم.

her infectious cachinnation made everyone feel at ease.

خنده مسری او باعث شد همه احساس آرامش کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید