| صفت عالی | cackest |
cack hand
دست خفه کننده
cackling hen
مرغی که جیک جیک میکند
cack up
خندیدن
cack on
ادامه دادن
cack your pants
شلوار خود را پاره کن
cack it
آن را کنار بگذار
cack about
در مورد آن صحبت کن
cack away
دور بردن
cack off
برو
the chicken began to cack loudly in the yard.
مرغ شروع به قاروق کردن بلند در حیاط کرد.
she let out a cack of laughter at the joke.
او با دیدن شوخی، قهقهه ای سر داد.
the old woman would cack about her youth.
زن پیر در مورد جوانی خود قاروق می کرد.
we could hear the ducks cack in the pond.
ما می توانستیم صدای قاروق اردک ها را در برکه بشنویم.
he cacked at the sight of the funny clown.
او با دیدن کلاسی خنده دار قاروق کرد.
the kids cacked in delight during the show.
بچه ها در طول نمایش از خوشحالی قاروق کردند.
she cacked nervously before giving her speech.
او قبل از ایراد سخنرانی به طرز عصبی قاروق کرد.
the hens cack at dawn every morning.
مرغ ها هر روز صبح با طلوع آفتاب قاروق می کنند.
he cacked with joy when he won the game.
وقتی بازی را برد با خوشحالی قاروق کرد.
the sound of cackling filled the air.
صدای قاروق هوا را پر کرد.
cack hand
دست خفه کننده
cackling hen
مرغی که جیک جیک میکند
cack up
خندیدن
cack on
ادامه دادن
cack your pants
شلوار خود را پاره کن
cack it
آن را کنار بگذار
cack about
در مورد آن صحبت کن
cack away
دور بردن
cack off
برو
the chicken began to cack loudly in the yard.
مرغ شروع به قاروق کردن بلند در حیاط کرد.
she let out a cack of laughter at the joke.
او با دیدن شوخی، قهقهه ای سر داد.
the old woman would cack about her youth.
زن پیر در مورد جوانی خود قاروق می کرد.
we could hear the ducks cack in the pond.
ما می توانستیم صدای قاروق اردک ها را در برکه بشنویم.
he cacked at the sight of the funny clown.
او با دیدن کلاسی خنده دار قاروق کرد.
the kids cacked in delight during the show.
بچه ها در طول نمایش از خوشحالی قاروق کردند.
she cacked nervously before giving her speech.
او قبل از ایراد سخنرانی به طرز عصبی قاروق کرد.
the hens cack at dawn every morning.
مرغ ها هر روز صبح با طلوع آفتاب قاروق می کنند.
he cacked with joy when he won the game.
وقتی بازی را برد با خوشحالی قاروق کرد.
the sound of cackling filled the air.
صدای قاروق هوا را پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید