caffeinate me
من را سرحالش کن
caffeinate quickly
به سرعت من را سرحالش کن
caffeinate daily
به طور روزانه من را سرحالش کن
caffeinate now
حالا من را سرحالش کن
caffeinate effectively
به طور موثر من را سرحالش کن
caffeinate often
اغراق من را سرحالش کن
caffeinate responsibly
به طور مسئولانه من را سرحالش کن
caffeinate for work
برای کار من را سرحالش کن
caffeinate before exercise
قبل از ورزش من را سرحالش کن
caffeinate during meetings
در طول جلسات من را سرحالش کن
i need to caffeinate before my morning meeting.
من قبل از جلسه صبح نیاز به کافئین زدن دارم.
she likes to caffeinate with a strong espresso.
او دوست دارد با یک اسپرسوی قوی کافئین زدن کند.
many people caffeinate to stay awake during long nights.
بسیاری از مردم برای بیدار ماندن در طول شب های طولانی کافئین زدن می کنند.
he often caffeinates with a cup of tea in the afternoon.
او اغلب در بعد از ظهر با یک فنجان چای کافئین زدن می کند.
they caffeinate together at their favorite café every weekend.
آنها هر آخر هفته در کافه مورد علاقه خود با هم کافئین زدن می کنند.
it's common to caffeinate during study sessions.
کافئین زدن در طول جلسات مطالعه رایج است.
before a workout, i like to caffeinate for an energy boost.
قبل از تمرین، من دوست دارم برای افزایش انرژی کافئین زدن کنم.
she prefers to caffeinate with cold brew during summer.
او ترجیح می دهد در طول تابستان با قهوه سرد کافئین زدن کند.
we usually caffeinate with pastries on sunday mornings.
ما معمولاً در روزهای یکشنبه صبح با شیرینی کافئین زدن می کنیم.
caffeinate me
من را سرحالش کن
caffeinate quickly
به سرعت من را سرحالش کن
caffeinate daily
به طور روزانه من را سرحالش کن
caffeinate now
حالا من را سرحالش کن
caffeinate effectively
به طور موثر من را سرحالش کن
caffeinate often
اغراق من را سرحالش کن
caffeinate responsibly
به طور مسئولانه من را سرحالش کن
caffeinate for work
برای کار من را سرحالش کن
caffeinate before exercise
قبل از ورزش من را سرحالش کن
caffeinate during meetings
در طول جلسات من را سرحالش کن
i need to caffeinate before my morning meeting.
من قبل از جلسه صبح نیاز به کافئین زدن دارم.
she likes to caffeinate with a strong espresso.
او دوست دارد با یک اسپرسوی قوی کافئین زدن کند.
many people caffeinate to stay awake during long nights.
بسیاری از مردم برای بیدار ماندن در طول شب های طولانی کافئین زدن می کنند.
he often caffeinates with a cup of tea in the afternoon.
او اغلب در بعد از ظهر با یک فنجان چای کافئین زدن می کند.
they caffeinate together at their favorite café every weekend.
آنها هر آخر هفته در کافه مورد علاقه خود با هم کافئین زدن می کنند.
it's common to caffeinate during study sessions.
کافئین زدن در طول جلسات مطالعه رایج است.
before a workout, i like to caffeinate for an energy boost.
قبل از تمرین، من دوست دارم برای افزایش انرژی کافئین زدن کنم.
she prefers to caffeinate with cold brew during summer.
او ترجیح می دهد در طول تابستان با قهوه سرد کافئین زدن کند.
we usually caffeinate with pastries on sunday mornings.
ما معمولاً در روزهای یکشنبه صبح با شیرینی کافئین زدن می کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید