cagers

[ایالات متحده]/ˈkeɪdʒər/
[بریتانیا]/ˈkeɪdʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازیکن بسکتبال

عبارات و ترکیب‌ها

cager lifestyle

سبک زندگی مشتاق

cager mentality

ذهنیت مشتاق

cager experience

تجربه مشتاق

cager environment

محیط مشتاق

cager behavior

رفتار مشتاق

cager habits

عادات مشتاق

cager community

جامعه مشتاق

cager culture

فرهنگ مشتاق

cager perspective

دیدگاه مشتاق

جملات نمونه

the cager trained the lion for the show.

مربی آموزش شیر را برای نمایش آماده کرد.

many cagers work with exotic animals.

بسیاری از مربیان با حیوانات عجیب و غریب کار می کنند.

the cager needs to ensure the animals are safe.

مربی باید اطمینان حاصل کند که حیوانات در امان هستند.

being a cager requires patience and skill.

مربی بودن نیاز به صبر و مهارت دارد.

the cager demonstrated his techniques to the audience.

مربی تکنیک های خود را به تماشاچیان نشان داد.

cagers often face dangerous situations with wild animals.

مربیان اغلب با حیوانات وحشی با موقعیت های خطرناک روبرو می شوند.

the cager's bond with the animals is remarkable.

ارتباط مربی با حیوانات قابل توجه است.

she aspired to become a professional cager.

او به دنبال تبدیل شدن به یک مربی حرفه ای بود.

the cager used positive reinforcement to train the bear.

مربی از تقویت مثبت برای آموزش خرس استفاده کرد.

after years of work, the cager earned respect in the community.

پس از سال ها کار، مربی احترام جامعه را به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید