cajolery

[ایالات متحده]/kəˈdʒɒləri/
[بریتانیا]/kəˈdʒɑːlərɪ/

ترجمه

n. عمل متقاعد کردن کسی برای انجام کاری با استفاده از چاپلوسی یا تشویق ملایم;; چاپلوسی یا نرم کردن؛
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sweet cajolery

تملق شیرین

cajolery tactics

تاکتیک های تملق

gentle cajolery

تملق ملایم

cajolery and flattery

تملق و چاپلوسی

cajolery methods

روش های تملق

cajolery charm

جاذبه تملق

cajolery techniques

تکنیک های تملق

cajolery skills

مهارت های تملق

cajolery approach

رویکرد تملق

cajolery language

زبان تملق

جملات نمونه

his cajolery convinced her to change her mind.

وسوسه‌گري او باعث شد نظرش را تغییر دهد.

she used cajolery to persuade him to help her.

او از وسوسه‌گري برای متقاعد کردن او به کمک کردن استفاده کرد.

cajolery is often used in negotiations.

وسوسه‌گري اغلب در مذاکرات استفاده می‌شود.

the child's cajolery won over the strict teacher.

وسوسه‌گري کودک، معلم سخت‌گیر را تحت تاثیر قرار داد.

he employed cajolery to get what he wanted.

او برای به دست آوردن خواسته‌هایش از وسوسه‌گري استفاده کرد.

cajolery can sometimes be more effective than threats.

گاهی اوقات وسوسه‌گري می‌تواند مؤثرتر از تهدیدها باشد.

her cajolery made the difficult task seem easy.

وسوسه‌گري او باعث شد انجام کار دشوار آسان به نظر برسد.

he was skilled in the art of cajolery.

او در هنر وسوسه‌گري مهارت داشت.

cajolery is a common tactic in sales.

وسوسه‌گري یک تاکتیک رایج در فروش است.

her cajolery was met with skepticism.

وسوسه‌گري او با شک و تردید مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید