| جمع | cajoleries |
sweet cajolery
تملق شیرین
cajolery tactics
تاکتیک های تملق
gentle cajolery
تملق ملایم
cajolery and flattery
تملق و چاپلوسی
cajolery methods
روش های تملق
cajolery charm
جاذبه تملق
cajolery techniques
تکنیک های تملق
cajolery skills
مهارت های تملق
cajolery approach
رویکرد تملق
cajolery language
زبان تملق
his cajolery convinced her to change her mind.
وسوسهگري او باعث شد نظرش را تغییر دهد.
she used cajolery to persuade him to help her.
او از وسوسهگري برای متقاعد کردن او به کمک کردن استفاده کرد.
cajolery is often used in negotiations.
وسوسهگري اغلب در مذاکرات استفاده میشود.
the child's cajolery won over the strict teacher.
وسوسهگري کودک، معلم سختگیر را تحت تاثیر قرار داد.
he employed cajolery to get what he wanted.
او برای به دست آوردن خواستههایش از وسوسهگري استفاده کرد.
cajolery can sometimes be more effective than threats.
گاهی اوقات وسوسهگري میتواند مؤثرتر از تهدیدها باشد.
her cajolery made the difficult task seem easy.
وسوسهگري او باعث شد انجام کار دشوار آسان به نظر برسد.
he was skilled in the art of cajolery.
او در هنر وسوسهگري مهارت داشت.
cajolery is a common tactic in sales.
وسوسهگري یک تاکتیک رایج در فروش است.
her cajolery was met with skepticism.
وسوسهگري او با شک و تردید مواجه شد.
sweet cajolery
تملق شیرین
cajolery tactics
تاکتیک های تملق
gentle cajolery
تملق ملایم
cajolery and flattery
تملق و چاپلوسی
cajolery methods
روش های تملق
cajolery charm
جاذبه تملق
cajolery techniques
تکنیک های تملق
cajolery skills
مهارت های تملق
cajolery approach
رویکرد تملق
cajolery language
زبان تملق
his cajolery convinced her to change her mind.
وسوسهگري او باعث شد نظرش را تغییر دهد.
she used cajolery to persuade him to help her.
او از وسوسهگري برای متقاعد کردن او به کمک کردن استفاده کرد.
cajolery is often used in negotiations.
وسوسهگري اغلب در مذاکرات استفاده میشود.
the child's cajolery won over the strict teacher.
وسوسهگري کودک، معلم سختگیر را تحت تاثیر قرار داد.
he employed cajolery to get what he wanted.
او برای به دست آوردن خواستههایش از وسوسهگري استفاده کرد.
cajolery can sometimes be more effective than threats.
گاهی اوقات وسوسهگري میتواند مؤثرتر از تهدیدها باشد.
her cajolery made the difficult task seem easy.
وسوسهگري او باعث شد انجام کار دشوار آسان به نظر برسد.
he was skilled in the art of cajolery.
او در هنر وسوسهگري مهارت داشت.
cajolery is a common tactic in sales.
وسوسهگري یک تاکتیک رایج در فروش است.
her cajolery was met with skepticism.
وسوسهگري او با شک و تردید مواجه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید