calkin

[ایالات متحده]/ˈkæl.kɪn/
[بریتانیا]/ˈkɑːl.kɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه‌ای فلزی در زیر سم اسب، با برجستگی‌هایی برای گرفتن زمین.; انتهای برجسته‌ی یک نعل، به‌ویژه یکی که خمیده یا به سمت خارج منحرف شده است.; قطعه‌ای فلزی در پایین یک کفش، مشابه با کافین اسب.
Word Forms
جمعcalkins

عبارات و ترکیب‌ها

calkin tool

ابزار کالکین

calkin method

روش کالکین

calkin model

مدل کالکین

calkin system

سیستم کالکین

calkin design

طراحی کالکین

calkin formula

فرمول کالکین

calkin analysis

تجزیه و تحلیل کالکین

calkin approach

رویکرد کالکین

calkin project

پروژه کالکین

calkin technique

تکنیک کالکین

جملات نمونه

she used a calkin to seal the gap in the window.

او از یک کلکین برای بستن شکاف در پنجره استفاده کرد.

the carpenter applied a calkin to prevent water leaks.

نجار از یک کلکین برای جلوگیری از نشت آب استفاده کرد.

make sure to check the calkin before the rain starts.

مطمئن شوید قبل از شروع باران کلکین را بررسی کنید.

he recommended using a calkin for better insulation.

او توصیه کرد از یک کلکین برای عایق بهتر استفاده کنید.

the old boat needed new calkin to stay afloat.

قایق قدیمی به کلکین جدید برای شناور ماندن نیاز داشت.

applying calkin is essential for maintaining the house.

استفاده از کلکین برای حفظ خانه ضروری است.

they decided to calkin the cracks in the walls.

آنها تصمیم گرفتند شکاف های دیوارها را با کلکین پر کنند.

using calkin can save you money on heating bills.

استفاده از کلکین می تواند در هزینه های گرمایش به شما صرفه جویی کند.

the technician showed me how to properly apply calkin.

تکنسین به من نشان داد چگونه کلکین را به درستی استفاده کنم.

before winter, it's wise to calkin all the openings.

قبل از زمستان، عاقلانه است که تمام دهانه ها را با کلکین پر کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید