| جمع | callots |
callot design
طراحی کالو
callot style
سبک کالو
callot technique
تکنیک کالو
callot pattern
الگوی کالو
callot collection
مجموعه کالو
callot fabric
پارچه کالو
callot theme
موضوع کالو
callot print
چاپ کالو
callot artist
هنرمند کالو
callot project
پروژه کالو
she decided to callot her friends for a gathering.
او تصمیم گرفت دوستانش را برای یک گردهمایی فراخواند.
he used a callot to organize his schedule.
او از یک تقویم برای سازماندهی برنامه خود استفاده کرد.
they plan to callot the meeting for next week.
آنها قصد دارند جلسه را برای هفته آینده زمانبندی کنند.
it's important to callot your priorities.
اولویتهای خود را زمانبندی کردن مهم است.
she always uses a callot to keep track of her tasks.
او همیشه از یک تقویم برای پیگیری وظایف خود استفاده میکند.
he likes to callot his favorite quotes in a notebook.
او دوست دارد نقل قولهای مورد علاقه خود را در یک دفترچه یادداشت کند.
we should callot our resources before starting the project.
ما باید منابع خود را قبل از شروع پروژه زمانبندی کنیم.
she decided to callot a professional for advice.
او تصمیم گرفت برای مشاوره یک متخصص را فراخواند.
they often callot their ideas during brainstorming sessions.
آنها اغلب ایدههای خود را در طول جلسات بارش فکری زمانبندی میکنند.
he prefers to callot his achievements in a journal.
او ترجیح میدهد دستاوردهای خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کند.
callot design
طراحی کالو
callot style
سبک کالو
callot technique
تکنیک کالو
callot pattern
الگوی کالو
callot collection
مجموعه کالو
callot fabric
پارچه کالو
callot theme
موضوع کالو
callot print
چاپ کالو
callot artist
هنرمند کالو
callot project
پروژه کالو
she decided to callot her friends for a gathering.
او تصمیم گرفت دوستانش را برای یک گردهمایی فراخواند.
he used a callot to organize his schedule.
او از یک تقویم برای سازماندهی برنامه خود استفاده کرد.
they plan to callot the meeting for next week.
آنها قصد دارند جلسه را برای هفته آینده زمانبندی کنند.
it's important to callot your priorities.
اولویتهای خود را زمانبندی کردن مهم است.
she always uses a callot to keep track of her tasks.
او همیشه از یک تقویم برای پیگیری وظایف خود استفاده میکند.
he likes to callot his favorite quotes in a notebook.
او دوست دارد نقل قولهای مورد علاقه خود را در یک دفترچه یادداشت کند.
we should callot our resources before starting the project.
ما باید منابع خود را قبل از شروع پروژه زمانبندی کنیم.
she decided to callot a professional for advice.
او تصمیم گرفت برای مشاوره یک متخصص را فراخواند.
they often callot their ideas during brainstorming sessions.
آنها اغلب ایدههای خود را در طول جلسات بارش فکری زمانبندی میکنند.
he prefers to callot his achievements in a journal.
او ترجیح میدهد دستاوردهای خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید