callot

[ایالات متحده]/ˈkælɒt/
[بریتانیا]/ˈkælət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی میوه یا دانه کوچک، گرد و تیره رنگ.
Word Forms
جمعcallots

عبارات و ترکیب‌ها

callot design

طراحی کالو

callot style

سبک کالو

callot technique

تکنیک کالو

callot pattern

الگوی کالو

callot collection

مجموعه کالو

callot fabric

پارچه کالو

callot theme

موضوع کالو

callot print

چاپ کالو

callot artist

هنرمند کالو

callot project

پروژه کالو

جملات نمونه

she decided to callot her friends for a gathering.

او تصمیم گرفت دوستانش را برای یک گردهمایی فراخواند.

he used a callot to organize his schedule.

او از یک تقویم برای سازماندهی برنامه خود استفاده کرد.

they plan to callot the meeting for next week.

آنها قصد دارند جلسه را برای هفته آینده زمان‌بندی کنند.

it's important to callot your priorities.

اولویت‌های خود را زمان‌بندی کردن مهم است.

she always uses a callot to keep track of her tasks.

او همیشه از یک تقویم برای پیگیری وظایف خود استفاده می‌کند.

he likes to callot his favorite quotes in a notebook.

او دوست دارد نقل قول‌های مورد علاقه خود را در یک دفترچه یادداشت کند.

we should callot our resources before starting the project.

ما باید منابع خود را قبل از شروع پروژه زمان‌بندی کنیم.

she decided to callot a professional for advice.

او تصمیم گرفت برای مشاوره یک متخصص را فراخواند.

they often callot their ideas during brainstorming sessions.

آنها اغلب ایده‌های خود را در طول جلسات بارش فکری زمان‌بندی می‌کنند.

he prefers to callot his achievements in a journal.

او ترجیح می‌دهد دستاوردهای خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید