cam

[ایالات متحده]/kæm/
[بریتانیا]/kæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. حافظه مرکزی آدرس کامپیوتر کمکی مدیریت
Word Forms
زمان گذشتهcammed
جمعcams

عبارات و ترکیب‌ها

camcorder

دوربین فیلمبرداری

webcam

وب‌کم

cam mechanism

مکانیسم دوربین

cam profile

پروفایل دوربین

cam shaft

میل‌گرد دوربین

cylindrical cam

دوربین استوانه‌ای

disk cam

دوربین دیسکی

eccentric cam

دوربین غوغنقی

cam surface

سطح دوربین

cam follower

پيرو دوربین

جملات نمونه

The cam mechanism helps convert rotary motion into linear motion.

مکانیسم میل‌لنگ به تبدیل حرکت چرخشی به حرکت خطی کمک می‌کند.

The camcorder is used to record videos.

دوربین فیلمبرداری برای ضبط ویدیو استفاده می‌شود.

The webcam allows you to video chat with friends online.

وب‌کم به شما امکان می‌دهد با دوستان خود به صورت آنلاین چت تصویری کنید.

The security camera captured the thief in the act.

دوربین امنیتی سارق را در حال سرقت ضبط کرد.

The camshaft controls the opening and closing of the engine's valves.

میل‌لنگ کنترل باز و بسته شدن سوپاپ‌های موتور را بر عهده دارد.

She adjusted the camera settings before taking the photograph.

او قبل از گرفتن عکس، تنظیمات دوربین را تنظیم کرد.

The wildlife photographer set up a hidden camera to capture rare animal behavior.

عکاس حیات وحش یک دوربین مخفی را برای ضبط رفتار نادر حیوانات نصب کرد.

The spy used a hidden cam to gather information without being detected.

جاسوس از یک دوربین مخفی برای جمع‌آوری اطلاعات بدون شناسایی استفاده کرد.

The cam angle affects the performance of the engine.

زاویه دوربین بر عملکرد موتور تأثیر می‌گذارد.

The documentary crew used a body cam to film the protest from a first-person perspective.

گروه مستندساز از دوربین بدنی برای فیلمبرداری اعتراضات از دیدگاه اول شخص استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید