cames

[ایالات متحده]/keɪm/
[بریتانیا]/kæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته 'come'.

عبارات و ترکیب‌ها

came back

بازگشت

came along

همراه آمد

came forward

به جلو آمد

came out

بیرون آمد

came true

به حقیقت پیوست

came together

با هم آمدند

came to

به سمت آمد

came down

پیاده شد

came across

به طور اتفاقی برخورد کرد

came about

ایجاد شد

جملات نمونه

she came to the party late.

او دیر به مهمانی آمد.

the news came as a surprise.

این خبر غیرمنتظره بود.

he came up with a brilliant idea.

او با یک ایده درخشان آمد.

they came together to celebrate.

آنها برای جشن دور هم جمع شدند.

she came across an interesting book.

او به طور اتفاقی به یک کتاب جالب برخورد کرد.

he came from a small town.

او اهل یک شهر کوچک بود.

the idea came to me suddenly.

این ایده ناگهان به من رسید.

she came to terms with the situation.

او با شرایط کنار آمد.

they came to help us with the project.

آنها برای کمک به ما در پروژه آمدند.

the rain came down heavily.

باران شدیدا بارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید