campana

[ایالات متحده]/kæmˈpænə/
[بریتانیا]/kam-PAN-ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنگ یا مجموعه‌ای از زنگ‌ها، به‌ویژه زنگی که در برج کلیسا آویزان است.; یک شیء زنگی شکل زینتی، که اغلب به‌عنوان تزئین استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعcampanas

عبارات و ترکیب‌ها

campana bell

زنگ ساعت

campana sound

صدای زنگ

campana toll

زنگوله به صدا درآمدن

campana chime

صدای ناقوس

campana ring

زنگوله زنگن

campana choir

همسرایی زنگوله

campana festival

جشنواره زنگوله

campana echo

بازتاب زنگوله

campana melody

آهنگ زنگوله

campana harmony

هماهنگی زنگوله

جملات نمونه

the campana rang loudly at noon.

گامپانا در ظهر به شدت زنگ خورد.

she heard the campana echo through the valley.

او صدای پژواک گامپانا را در دره شنید.

he enjoys the sound of the campana during the festival.

او از صدای گامپانا در طول جشنواره لذت می برد.

the campana signifies the start of the ceremony.

گامپانا نشان دهنده شروع مراسم است.

they gathered at the campana for the announcement.

آنها برای اعلامیه در کنار گامپانا جمع شدند.

the old campana has a beautiful tone.

گامپانا قدیمی آهنگ زیبایی دارد.

the campana is a symbol of the town's history.

گامپانا نمادی از تاریخ شهر است.

children love to ring the campana during celebrations.

بچه ها عاشق زنگ زدن به گامپانا در طول جشن ها هستند.

every evening, the campana marks the end of the day.

هر شب، گامپانا نشان دهنده پایان روز است.

the campana's chime can be heard from miles away.

صدای زنگ گامپانا را می توان از مایل ها دورتر شنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید