campstools

[ایالات متحده]/ˈkæmpstʊl/
[بریتانیا]/ˈkæmpstʊl/

ترجمه

n. یک صندلی تاشو سبک، که معمولاً برای کمپینگ یا فعالیت‌های فضای باز استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

campstool seating

صندلی کمپینگ

folding campstool

صندلی کمپینگ تاشو

campstool design

طراحی صندلی کمپینگ

campstool setup

راه اندازی صندلی کمپینگ

portable campstool

صندلی کمپینگ قابل حمل

campstool comfort

راحتی صندلی کمپینگ

campstool purchase

خرید صندلی کمپینگ

campstool accessories

لوازم جانبی صندلی کمپینگ

campstool features

ویژگی های صندلی کمپینگ

campstool options

گزینه های صندلی کمپینگ

جملات نمونه

i took my campstool to the beach to relax.

من صندلی کمپینگم را به ساحل بردم تا استراحت کنم.

the campstool was perfect for our outdoor picnic.

صندلی کمپینگ برای پیک نیک فضای باز ما عالی بود.

he sat on his campstool while fishing by the lake.

او در حالی که کنار دریاچه ماهیگیری می کرد روی صندلی کمپینگ خود نشست.

we packed a campstool for our camping trip.

ما یک صندلی کمپینگ برای سفر کمپینگ خود بستیم.

the campstool is lightweight and easy to carry.

صندلی کمپینگ سبک وزن و حمل آن آسان است.

she enjoyed reading a book on her campstool.

او از خواندن کتاب روی صندلی کمپینگ خود لذت برد.

after a long hike, i rested on my campstool.

بعد از یک پیاده روی طولانی، روی صندلی کمپینگم استراحت کردم.

his campstool broke, so he had to sit on the ground.

صندلی کمپینگ او شکست، بنابراین مجبور شد روی زمین بنشیند.

we gathered around the campfire, each on our campstool.

ما دور آتش جمع شدیم، هر کدام روی صندلی کمپینگ خود.

she always brings her campstool for outdoor concerts.

او همیشه صندلی کمپینگ خود را برای کنسرت های فضای باز می آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید