canalled

[ایالات متحده]/ˈkænəld/
[بریتانیا]/ˈkænlɪd/

ترجمه

adj. کانالی شده، یا دارای کانال‌هایی که از طریق آن ساخته شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

canalled water

آب کانالیزه

canalled system

سیستم کانالیزه

canalled area

منطقه کانالیزه

canalled route

مسیر کانالیزه

canalled channel

کانال کانالیزه

canalled flow

جریان کانالیزه

canalled network

شبکه کانالیزه

canalled basin

حوضه کانالیزه

canalled resource

منبع کانالیزه

جملات نمونه

he canalled the river to improve irrigation.

او کانال را برای بهبود آبیاری حفر کرد.

the engineer canalled the water system for better flow.

مهندس سیستم آب را برای جریان بهتر کانال کرد.

they canalled the area to prevent flooding.

آنها منطقه را برای جلوگیری از سیل کانال کردند.

she canalled the garden to create a beautiful landscape.

او باغ را برای ایجاد یک منظره زیبا کانال کرد.

the city canalled the park to enhance its beauty.

شهر پارک را برای افزایش زیبایی آن کانال کرد.

farmers canalled the fields to optimize water usage.

کشاورزان زمین‌ها را برای بهینه‌سازی مصرف آب کانال کردند.

they canalled the coastline to protect against erosion.

آنها خط ساحلی را برای محافظت در برابر فرسایش کانال کردند.

the project canalled the area for recreational activities.

پروژه منطقه را برای فعالیت‌های تفریحی کانال کرد.

he canalled the lake to attract more tourists.

او دریاچه را برای جذب بیشتر گردشگران کانال کرد.

she canalled the stream to create a natural habitat.

او جریان آب را برای ایجاد یک زیستگاه طبیعی کانال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید