sugared

[ایالات متحده]/'ʃʊɡəd/
[بریتانیا]/'ʃʊgɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیرین شده; دارای شکر افزوده
v. به شکر اضافه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sugared doughnuts

گوشواره‌های شیرین شده

sugared almonds

بادام‌های شیرین شده

blood sugar

قند خون

sugar content

محتوای قند

sugar cane

نیشکر

cane sugar

شکر هندی

reducing sugar

کاهش قند

white sugar

شکر سفید

brown sugar

شکر قهوه‌ای

granulated sugar

شکر دانه دار

sugar beet

چغندر قندی

white granulated sugar

شکر سفید دانه دار

residual sugar

قند باقیمانده

icing sugar

شکر icing

powdered sugar

شکرپودری

sugar mill

کارخانه شکر

raw sugar

شکر خام

beet sugar

شکر چغندر

rock sugar

شکر صخره‌ای

sugar syrup

شربت

refined sugar

شکر تصفیه شده

starch sugar

قند نشاسته‌ای

جملات نمونه

the novel was preachy but sugared heavily with jokes.

رمان نصیحت‌آمیز بود اما به شدت با شوخی‌های شیرین شده بود.

They sugared trees to catch moths.

آنها درختان را با شکر پوشاندند تا حشرات را به دام بیاندازند.

Mother absent-mindedly sugared her tea.

مادر به طور ناخودآگاه چای خود را با شکر شیرین کرد.

Nougats - Nougat pieces Chocolate eggs Dragees - Mostaccioli Biscuits - Comfits Sugared peanuts &...

نوگات - تکه های نوگات تخم مرغ شکلات Dragees - Mostaccioli بیسکویت - Comfits بادام زمینی شکر شده &...

The roads had been cleaned of snow, but the roof tops, grass and trees were still sugared white.

جاده‌ها از برف پاک شده بودند، اما پشت‌بام‌ها، چمن‌ها و درختان هنوز با رنگ سفید شکر پوشیده شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید