caning

[ایالات متحده]/'keiniŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شلاق زدن
v. با چوب زدن

جملات نمونه

the others were probably out caning it in some bar.

احتمالاً دیگران در حال کوبیدن آن در یک بار بودند.

the team suffered a caning at Blackburn.

تیم در بلکبرن مورد کوبیدن قرار گرفت.

education experts gave BBC chiefs a caning over the drama series.

متخصصان آموزش و پرورش به دلیل مجموعه درام، مدیران بی‌بی‌سی را مورد انتقاد شدید قرار دادند.

Corporal punishment including caning is still practiced in some countries.

مجازات بدنی از جمله کوبیدن هنوز در برخی کشورها رایج است.

The school decided to impose caning as a disciplinary measure.

مدرسه تصمیم گرفت کوبیدن را به عنوان یک اقدام انضباطی اعمال کند.

Caning is a controversial form of punishment in many societies.

کوبیدن یک شکل مجازات بحث برانگیز در بسیاری از جوامع است.

The criminal received a caning as part of his sentence.

متهم به عنوان بخشی از مجازات خود مورد کوبیدن قرار گرفت.

Caning is considered a harsh punishment by some people.

برخی از مردم آن را به عنوان یک مجازات سخت در نظر می‌گیرند.

The practice of caning has been criticized by human rights organizations.

این عمل مورد انتقاد سازمان‌های حقوق بشر قرار گرفته است.

The use of caning as a punishment has been declining in recent years.

استفاده از کوبیدن به عنوان مجازات در سال‌های اخیر در حال کاهش است.

The school principal defended the use of caning as a last resort.

مدیر مدرسه از استفاده از کوبیدن به عنوان آخرین راه فرار دفاع کرد.

Some people believe that caning is an effective deterrent against bad behavior.

برخی از مردم معتقدند که کوبیدن یک بازدارنده موثر در برابر رفتار بد است.

The government is considering banning caning in all schools.

دولت در حال بررسی ممنوعیت کوبیدن در تمام مدارس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید