lenity

[ایالات متحده]/ˈlɛnɪti/
[بریتانیا]/ˈlɛnɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهربانی یا رحمت؛ نرمش یا رفتار نرم

عبارات و ترکیب‌ها

lenity in judgment

مهربانی در قضاوت

lenity of nature

مهربانی ذاتی

lenity towards others

مهربانی نسبت به دیگران

lenity and mercy

مهربانی و رحمت

lenity of laws

مهربانی قوانین

lenity in punishment

مهربانی در مجازات

lenity of heart

مهربانی دل

lenity in approach

مهربانی در رویکرد

lenity and kindness

مهربانی و نیکوکاری

lenity of spirit

مهربانی روح

جملات نمونه

her lenity towards the children made her a popular teacher.

مهربانی او با کودکان باعث شد معلمی محبوب باشد.

the judge showed lenity in his sentencing, considering the defendant's background.

قاضی با توجه به سابقه متهم، در حکم خود رأفت نشان داد.

lenity in leadership can foster a supportive work environment.

مهربانی در رهبری می‌تواند محیط کار حمایتی را تقویت کند.

her lenity was evident when she forgave her friend’s mistake.

مهربانی او زمانی که دوستش را بخشید، آشکار شد.

the lenity of the new policy was welcomed by the employees.

سیاست جدید با مهربانی خود مورد استقبال کارمندان قرار گرفت.

he approached the situation with lenity, avoiding unnecessary conflict.

او با مهربانی با این وضعیت برخورد کرد و از درگیری‌های غیرضروری اجتناب کرد.

lenity in negotiations can lead to better outcomes for both parties.

مهربانی در مذاکرات می‌تواند منجر به نتایج بهتر برای هر دو طرف شود.

the teacher's lenity helped to resolve the dispute among students.

مهربانی معلم به حل اختلاف بین دانش‌آموزان کمک کرد.

lenity is often seen as a strength in difficult situations.

مهربانی اغلب به عنوان یک نقطه قوت در شرایط دشوار تلقی می‌شود.

her lenity towards criticism showed her confidence and maturity.

مهربانی او نسبت به انتقاد نشان دهنده اعتماد به نفس و بلوغ او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید