to canter
برای چهارخونه کردن
a smooth canter
چهارخونه نرم
to canter gracefully
به طور ظریف چهارخونه کردن
a leisurely canter
چهارخونه تفریحی
I rode away at a canter .
من با سرعت متوسط دور شدم.
they cantered down into the village.
آنها با سرعت متوسط به سمت روستا رفتند.
Katharine cantered Benji in a smaller and smaller circle.
کاترین بنجی را در یک دایره کوچکتر و کوچکتر با سرعت متوسط حرکت داد.
Black Beauty went cantering round and round the ring.
بلک بیوتی با سرعت متوسط دور و دور حلقه رفت.
The rest was pure theatre and less panto as United cantered to the three points.
بقیه تئاتر خالص و کمتر پانتومیم بود زیرا منچستر یونایتد با سرعت متوسط به سه امتیاز رسید.
How can it be said that trotting over cavalletti and small fences and canter over small obstacles and combinations would not improve a horse for dressage or equitation-or to correct a spoiled horse?
چگونه می توان گفت که دویدن روی اسبدوانی و حصارهای کوچک و حرکت با سرعت متوسط روی موانع و ترکیبات کوچک به بهبود یک اسب برای درساژ یا سوارکاری کمک نمی کند - یا برای اصلاح یک اسب خراب؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید