cantering

[ایالات متحده]/ˈkæn.tər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkæn.tər.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل حرکت در حالت کنتری (گام بین دویدن و شتاب)

عبارات و ترکیب‌ها

cantering horse

اسب تازه‌نورد

cantering rhythm

ریتم تازه‌نورد

cantering pace

گام تازه‌نورد

cantering style

سبک تازه‌نورد

cantering around

تازه‌نورد در اطراف

cantering freely

تازه‌نورد آزادانه

cantering smoothly

تازه‌نورد روان

cantering forward

تازه‌نورد به جلو

cantering lightly

تازه‌نورد به آرامی

cantering together

تازه‌نورد با هم

جملات نمونه

the horse was cantering gracefully across the field.

اسب به طور ظریف و با سرعت در حال چهارنانه در سراسر زمین بود.

she enjoys cantering along the beach at sunset.

او از چهارنه‌ زدن در کنار ساحل هنگام غروب لذت می‌برد.

cantering is a great way to build stamina for riders.

چهارنه‌ زدن راهی عالی برای افزایش استقامت سوارکاران است.

the instructor taught us how to control the horse while cantering.

مربی به ما یاد داد که چگونه در حین چهارنه‌ زدن اسب را کنترل کنیم.

after warming up, we started cantering around the arena.

بعد از گرم کردن، شروع به چهارنه‌ زدن در اطراف میدان کردیم.

he was cantering so fast that he almost lost his balance.

او آنقدر سریع چهارنه‌ زنی می‌کرد که تقریباً تعادلش را از دست داد.

the sound of cantering hooves echoed in the quiet countryside.

صدای هوی هوی چهارنه‌ زدن در فضای آرام روستایی طنین انداز بود.

she felt exhilarated while cantering through the forest.

او در حالی که از میان جنگل چهارنه‌ زنی می‌کرد، احساس سرخوشی کرد.

cantering helps improve a horse's speed and agility.

چهارنه‌ زدن به بهبود سرعت و چابکی اسب کمک می‌کند.

they spent the afternoon cantering along the trails.

آنها بعد از ظهر را در حین چهارنه‌ زدن در امتداد مسیرها گذراندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید