lope gracefully
به شکلی زیبا و روان حرکت کند
Colloform, frambo idal textures and laminated, brecciated structures of exhalation are widely deve loped in the stratiform ores.
بافتهای کلوئیدی، فرامبو ایدال و ساختارهای لایهگذاری شده و برسیدار ناشی از تنفس، به طور گسترده در سنگهای رسوبی استراتیفرم توسعه یافتهاند.
The horse began to lope across the field.
اسب شروع به دویدن آرام در سراسر زمین کرد.
He watched the deer lope gracefully through the forest.
او نگاه کرد که گوزن به طور ظریف در جنگل میدود.
The cheetah can lope at incredible speeds.
پلنگ میتواند با سرعتهای باورنکردنی بدود.
She likes to lope along the beach at sunset.
او دوست دارد در هنگام غروب خورشید در امتداد ساحل بدود.
The wolf began to lope after its prey.
گرگ شروع به دویدن به دنبال طعمه کرد.
The jogger decided to lope for the last stretch of their run.
دوچرخهسوار تصمیم گرفت برای آخرین مسافت دویدنش بدود.
The kangaroo can lope great distances in a single bound.
کانگورو میتواند مسافتهای زیادی را در یک پرش بدود.
She watched her dog lope happily in the park.
او نگاه کرد که سگش با خوشحالی در پارک میدود.
The mountain lion began to lope towards its den.
ببر کوهی شروع به دویدن به سمت غار خود کرد.
The marathon runner had to lope the last few miles due to fatigue.
ماراتندو به دلیل خستگی مجبور شد آخرین چند مایل را بدود.
He loped with an easy grace, his hands in his pockets and a grin on his face.
او با ظرافت و سهولت میدوید، دستانش در جیبهایش و لبخندی روی صورتش.
منبع: 7. Harry Potter and the Deathly HallowsMorgan was loping the lopsided branch of the loquat.
مورگان در حال دویدن روی شاخه کج درخت لکوات بود.
منبع: Pan PanAfter a minute, the anteater stops feeding, scratches the goo away, and lopes off.
بعد از یک دقیقه، خرس تنبل از غذا خوردن دست کشید، ماده چسبناک را پاک کرد و به دویدن ادامه داد.
منبع: TED-Ed (video version)The slow lope of the cam.
دویدن آهسته دوربین.
منبع: No Country for Old MenAs Tim loped through the cemetery grounds, Maeve recounted how she and Joe came to own Jerpoint Park 16 years ago.
همانطور که تیم از میان محوطه گورستان میدوید، مِیوه تعریف کرد که چگونه او و جوی 16 سال پیش پارک جرپوینت را به دست آوردند.
منبع: BBC Reading SelectionAfter some time of this the wolf started off at an easy lope in a manner that plainly showed he was going somewhere.
بعد از مدتی، گرگ با دویدن آرام و سهولی شروع کرد که به وضوح نشان میداد که به جایی میرود.
منبع: The Call of the Wild" I don't have to. I'm the king" . Robb turned and walked off, Grey Wind bounding down from the tomb and loping after him.
«من نیازی ندارم. من پادشاه هستم». راب به سمت عقب چرخید و راهی شد، گرند ویند از مقبره پایین پرید و به دنبال او به دویدن ادامه داد.
منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)As I watched, the small girl rose with her tray-unopened soda, unbitten apple-and walked away with a quick, graceful lope that belonged on a runway.
همانطور که من تماشا میکردم، دختر کوچک با سینیاش - نوشابه باز نشده، سیب گاز نخورده - با دویدن سریع و ظریف که باید روی نمایشگاه وجود داشته باشد، دور شد.
منبع: Twilight: EclipseAnd spectators found it whenever he played, with his elegant gazelle runs, his leaps and accelerations, his classy back-heels and his long, loping passes from midfield.
و تماشاگران آن را هر زمان که بازی میکرد، با دویدنهای ظریف مانند گوزن، پرشها و شتابگیریهایش، ضربات پا و پاسهای طولانی و دویدن از میانه زمین پیدا میکردند.
منبع: The Economist - Comprehensive" Ha! that rampaging devil again! there will never be an end of his loping till 'killdeer' has said a friendly word to him" .
ها! آن شیطان خشمگین دوباره! تا زمانی که 'کیلدیر' با او کلمهای دوستانه نگفته است، دویدن او پایانی نخواهد داشت.
منبع: The Last of the Mohicans (Chinese)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید