| شکل سوم شخص مفرد | cantillates |
| صفت یا فعل حال استمراری | cantillating |
| زمان گذشته | cantillated |
| قسمت سوم فعل | cantillated |
cantillate joyfully
سرورآمیز آواز خواندن
cantillate softly
به آرامی آواز خواندن
cantillate together
با هم آواز خواندن
cantillate beautifully
به زیبایی آواز خواندن
cantillate in harmony
با هماهنگی آواز خواندن
cantillate gently
به ملایمت آواز خواندن
cantillate a tune
یک ملودی آواز خواندن
cantillate aloud
بلند آواز خواندن
cantillate sweetly
به شیرینی آواز خواندن
cantillate with passion
با اشتیاق آواز خواندن
the choir began to cantillate beautiful hymns.
کرال شروع به زمزمه کردن سرودهای زیبا کرد.
she loves to cantillate during her morning routine.
او عاشق زمزمه کردن در طول برنامه صبحگاهی خود است.
the teacher asked the students to cantillate the poem.
معلم از دانش آموزان خواست شعر را زمزمه کنند.
he would often cantillate old folk songs at gatherings.
او اغلب در گردهمایی ها آهنگ های محلی قدیمی را زمزمه می کرد.
during the festival, people would cantillate traditional melodies.
در طول جشنواره، مردم آهنگ های سنتی را زمزمه می کردند.
the musician decided to cantillate a new composition.
موسیقی دان تصمیم گرفت یک قطعه جدید را زمزمه کند.
children often cantillate during recess.
کودکان اغلب در زمان استراحت زمزمه می کنند.
they gathered around the fire to cantillate old stories.
آنها دور آتش جمع شدند تا داستان های قدیمی را زمزمه کنند.
at the concert, the audience began to cantillate along.
در کنسرت، مخاطبان شروع به زمزمه کردن همراه کردند.
she would cantillate softly to soothe the baby.
او به آرامی زمزمه می کرد تا نوزاد را آرام کند.
cantillate joyfully
سرورآمیز آواز خواندن
cantillate softly
به آرامی آواز خواندن
cantillate together
با هم آواز خواندن
cantillate beautifully
به زیبایی آواز خواندن
cantillate in harmony
با هماهنگی آواز خواندن
cantillate gently
به ملایمت آواز خواندن
cantillate a tune
یک ملودی آواز خواندن
cantillate aloud
بلند آواز خواندن
cantillate sweetly
به شیرینی آواز خواندن
cantillate with passion
با اشتیاق آواز خواندن
the choir began to cantillate beautiful hymns.
کرال شروع به زمزمه کردن سرودهای زیبا کرد.
she loves to cantillate during her morning routine.
او عاشق زمزمه کردن در طول برنامه صبحگاهی خود است.
the teacher asked the students to cantillate the poem.
معلم از دانش آموزان خواست شعر را زمزمه کنند.
he would often cantillate old folk songs at gatherings.
او اغلب در گردهمایی ها آهنگ های محلی قدیمی را زمزمه می کرد.
during the festival, people would cantillate traditional melodies.
در طول جشنواره، مردم آهنگ های سنتی را زمزمه می کردند.
the musician decided to cantillate a new composition.
موسیقی دان تصمیم گرفت یک قطعه جدید را زمزمه کند.
children often cantillate during recess.
کودکان اغلب در زمان استراحت زمزمه می کنند.
they gathered around the fire to cantillate old stories.
آنها دور آتش جمع شدند تا داستان های قدیمی را زمزمه کنند.
at the concert, the audience began to cantillate along.
در کنسرت، مخاطبان شروع به زمزمه کردن همراه کردند.
she would cantillate softly to soothe the baby.
او به آرامی زمزمه می کرد تا نوزاد را آرام کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید