capnut

[ایالات متحده]/kæpnʌt/
[بریتانیا]/kæpnʌt/

ترجمه

n. یک مهره با انتهایی کروی یا پوشیده شده که برای محافظت از گویچه‌ها یا ایجاد ظاهری نهایی استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعcapnuts

جملات نمونه

the mechanic tightened the capnut to secure the assembly.

تکیه‌گر مکانیکی پیچ پایه را به منظور ایمن‌سازی مجموعه محکم کرد.

a loose capnut caused the vibration in the engine.

پیچ پایه‌ای که آزاد بود، ارتعاش در موتور را به وجود آورد.

we need to replace the damaged capnut immediately.

ما نیاز داریم که پیچ پایه آسیب دیده را فورا جایگزین کنیم.

the capnut fastener holds the two plates together.

پیچ پایه‌ای نگه‌داشته‌ای که دو صفحه را با هم نگه می‌دارد.

check the capnut thread for any signs of wear.

برای هر نشانه‌ای از ساییدگی، پیچ پایه را بررسی کنید.

the technician removed the capnut from the pipe fitting.

تکنیسیون پیچ پایه را از فیتینگ لوله جدا کرد.

use a wrench to secure the capnut connection.

از یک گوشه‌پیچ برای محکم کردن اتصال پیچ پایه استفاده کنید.

the capnut seal prevents leaks in the system.

پیچ پایه‌ای نشت‌گیر، نشت‌های سیستم را جلوگیری می‌کند.

purchase a new capnut from the hardware store.

یک پیچ پایه جدید را از فروشگاه ابزار خریداری کنید.

the capnut component is essential for the structure.

پیچ پایه‌ای به عنوان یک قطعه ضروری برای ساختار است.

tighten all capnuts to the recommended torque specification.

همه پیچ‌های پایه را به مقدار گشتاور توصیه شده محکم کنید.

the capnut bolt needs replacement after extensive use.

پس از استفاده گسترده، پیچ پایه نیاز به جایگزینی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید