carcassed

[ایالات متحده]/ˈkɑ:kəs/
[بریتانیا]/'kɑrkəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بدن مرده یک حیوان؛ چارچوب اسکلتی یک پرنده که پخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

animal carcass

جسد حیوان

decaying carcass

جسد در حال پوسیدگی

rotting carcass

جسد فاسد

جملات نمونه

the carcass of a once glorious empire.

جسد یک امپراتوری باشکوه که زمانی وجود داشت.

the floor is littered with the carcasses of newspapers.

کف با اجساد روزنامه ها پوشیده شده است.

the carcass of a burned-out building.

جسد یک ساختمان سوخته.

Vultures flew around in the sky waiting to pick at the carcass of the deer.

گوشه آلان در آسمان پرواز می کردند و منتظر بودند تا از جسد گوزن تغذیه کنند.

Which means the vultures have an entire fresh kongoni carcass all to themselves.

که به این معنی است که حاکم ها یک جسد تازه کنگونی را برای خود دارند.

He exercised strenously to keep his carcass in good condition.

او به شدت ورزش کرد تا جسد خود را در شرایط خوبی نگه دارد.

The intact carcass of the prehistoric animal was prevented from putrefying by the arctic cold.

جسد دست نخورده حیوان پیش از تاریخ از پوسیدن توسط سرما جلوگیری شد.

Flies on the other hand (Beelzebub means Lord of the Flies) are not centralized, are inveterately on their own, focus on dung and carcasses, produce nothing, and don't care for their offspring.

در مقابل، مگس ها متمرکز نیستند، به طور مداوم به تنهایی هستند، بر روی فضولات و اجساد تمرکز می کنند، هیچ چیز تولید نمی کنند و به دنبال فرزندان خود نیستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید