cardias

[ایالات متحده]/ˈkɑːrdiəs/
[بریتانیا]/kär-dee-əs/

ترجمه

n. دهانه قلبی معده، یا باز کردن که از طریق آن غذا از مری به معده وارد می‌شود.; یک اسم خاص، نامی برای مردم با اصل ایتالیایی یا پرتغالی.

عبارات و ترکیب‌ها

cardias muscle

عضله کاردیا

cardias function

عملکرد کاردیا

cardias relaxation

آرامش کاردیا

cardias pressure

فشار کاردیا

cardias disease

بیماری کاردیا

cardias rhythm

ریتم کاردیا

cardias valve

دریچه کاردیا

cardias rate

نرخ کاردیا

cardias sounds

صداهای کاردیا

cardias assessment

ارزیابی کاردیا

جملات نمونه

the doctor examined the patient's cardias for any irregularities.

پزشک قلب بیمار را برای بررسی هرگونه ناهنجاری معاینه کرد.

cardias health is crucial for overall well-being.

سلامت قلب برای سلامت کلی بسیار مهم است.

she felt a flutter in her cardias during the stressful situation.

او در شرایط استرس زا، یک لرزش در قلب خود احساس کرد.

regular exercise can strengthen the cardias muscles.

ورزش منظم می تواند عضلات قلب را تقویت کند.

he was diagnosed with a cardias condition that required treatment.

او به دلیل یک مشکل قلبی که نیاز به درمان داشت، تشخیص داده شد.

cardias issues can lead to serious health problems if untreated.

مشکلات قلبی می توانند منجر به مشکلات جدی سلامتی شوند اگر درمان نشوند.

she monitors her cardias rate during workouts.

او ضربان قلب خود را در طول تمرینات ردیابی می کند.

the cardiologist specializes in diseases of the cardias.

متخصص قلب در بیماری های قلب تخصص دارد.

maintaining a healthy diet is important for cardias health.

حفظ یک رژیم غذایی سالم برای سلامت قلب مهم است.

cardias screenings are recommended for older adults.

انجام غربالگری قلب برای بزرگسالان مسن توصیه می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید