cardigans

[ایالات متحده]/ˈkɑːrdɪɡənz/
[بریتانیا]/ˈkärdɪɡən̩z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه cardigan. یک ژاکت بافندگی که در جلو باز می‌شود، معمولاً با دکمه.

عبارات و ترکیب‌ها

colorful cardigans

ژاکت‌های رنگارنگ

knitted cardigans

ژاکت‌های بافتنی

warm cardigans

ژاکت‌های گرم

oversized cardigans

ژاکت‌های بزرگ

cropped cardigans

ژاکت‌های کوتاه

fashionable cardigans

ژاکت‌های مد روز

lightweight cardigans

ژاکت‌های سبک

striped cardigans

ژاکت‌های راه راه

long cardigans

ژاکت‌های بلند

vintage cardigans

ژاکت‌های قدیمی

جملات نمونه

i love wearing cardigans in the fall.

من عاشق پوشیدن کاردیگان در پاییز هستم.

cardigans are perfect for layering.

کاردیگان‌ها برای لایه‌بندی عالی هستند.

she knitted a beautiful cardigan for her friend.

او یک کاردیگان زیبا برای دوستش بافت.

cardigans come in various colors and styles.

کاردیگان‌ها در رنگ‌ها و طرح‌های مختلف عرضه می‌شوند.

he wore a cardigan over his shirt.

او یک کاردیگان روی پیراهنش پوشید.

cardigans are a staple in my wardrobe.

کاردیگان‌ها یک جزء ضروری در کمد لباس من هستند.

she prefers cardigans to jackets.

او ترجیح می‌دهد کاردیگان‌ها را به ژاکت‌ها.

cardigans can be dressed up or down.

می‌توان کاردیگان‌ها را رسمی یا غیررسمی پوشید.

i bought a cozy cardigan for winter.

من یک کاردیگان دنج برای زمستان خریدم.

he has a collection of vintage cardigans.

او مجموعه‌ای از کاردیگان‌های قدیمی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید