cardines

[ایالات متحده]/ˈkɑːrdɪnz/
[بریتانیا]/ˈkɑːrˌdɪnz/

ترجمه

n. جمع cardo، به معنی محور مفصل یا حلقه پایه ساقه.

عبارات و ترکیب‌ها

cardines system

سیستم کاردینز

cardines network

شبکه کاردینز

cardines model

مدل کاردینز

cardines protocol

پروتکل کاردینز

cardines framework

چارچوب کاردینز

cardines application

اپلیکیشن کاردینز

cardines solution

راه حل کاردینز

cardines interface

واسط کاردینز

cardines service

خدمات کاردینز

cardines technology

فناوری کاردینز

جملات نمونه

cardines are essential for the stability of the structure.

کاردین‌ها برای استحکام سازه ضروری هستند.

we need to replace the cardines to ensure proper function.

ما باید کاردین‌ها را برای اطمینان از عملکرد صحیح تعویض کنیم.

the cardines were installed incorrectly, causing issues.

کاردین‌ها به درستی نصب نشدند و باعث ایجاد مشکل شدند.

he specializes in the maintenance of cardines.

او در نگهداری از کاردین‌ها تخصص دارد.

cardines play a crucial role in door hinges.

کاردین‌ها نقش مهمی در لولاها دارند.

make sure the cardines are lubricated for smooth operation.

مطمئن شوید که کاردین‌ها برای عملکرد روان روغن‌کاری شده‌اند.

he checked the alignment of the cardines before installation.

او قبل از نصب، ترازی بودن کاردین‌ها را بررسی کرد.

cardines can wear out over time and need replacement.

کاردین‌ها ممکن است در طول زمان فرسوده شوند و نیاز به تعویض داشته باشند.

she designed a new type of cardines for better performance.

او یک نوع جدید از کاردین‌ها را برای عملکرد بهتر طراحی کرد.

understanding the function of cardines is important for builders.

درک عملکرد کاردین‌ها برای سازندگان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید