hinge

[ایالات متحده]/hɪndʒ/
[بریتانیا]/hɪndʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مفصل یا مکانیزم قابل حرکت که در آن یک در، دروازه یا درپوش هنگام باز و بسته شدن تاب می‌خورد
vt. & vi. برای متصل کردن یا پیوستن چیزی با استفاده از لولا

عبارات و ترکیب‌ها

door hinge

لوله و زنگوله

hinge mechanism

مکانیزم لولا

hinge on something

لولا روی چیزی

hinge joint

اتصال لولا

plastic hinge

لولای پلاستیکی

hinge on

روی لولا

concealed hinge

لولای مخفی

spring hinge

لولای فنری

hinge pin

پیچ لولا

hinge line

خط لولا

جملات نمونه

The hinge is insecure.

لولا ناامن است.

the hinges of the door grated.

لولا های در خراشیدند.

the skull's jaw hinged down.

فک جمجمه به سمت پایین لولا شد.

screw the hinge to your new door.

لولا را به در جدید خود پیچ کنید.

The home is the hinge on which family life turns.

خانه لولایی است که زندگی خانوادگی بر آن استوار است.

This plan hinges on her approval.

این طرح به تایید او بستگی دارد.

this span can be called the hinge of history.

این بازه زمانی را می توان لولای تاریخ نامید.

the ironing board was set into the wall and hinged at the bottom.

میز اتو در دیوار تعبیه شده و در پایین لولا شده بود.

the future of the industry could hinge on the outcome of next month's election.

آینده صنعت ممکن است به نتیجه انتخابات ماه آینده بستگی داشته باشد.

Everything hinges on how hard we work.

همه چیز به این بستگی دارد که چقدر سخت کار کنیم.

Everything hinges on what we do next.

همه چیز به این بستگی دارد که بعد چه کنیم.

Oil the hinges; the gate is creaking.

میل‌لنگ‌ها را روغن‌کاری کنید؛ درگاه صدا می‌دهد.

The ailerons on an airplane are hinged to the wing.

دمکنده های هواپیما به بال متصل هستند.

Everything hinges on his decision.

همه چیز به تصمیم او بستگی دارد.

Hook the bottom of the earhook onto the lower hinge pin, then lift and pull the top of the earhook over the upper hinge pin.

پایین گوشی را روی پین لولا قرار دهید، سپس بالای گوشی را از روی پین لولا بالا بیاورید و بکشید.

Because the ideal “rigid joint” and “hinged joint” are inexistent, the stiffness of any connection types is between ideal rigid joint and hinged joint.

از آنجایی که "اتصال سفت" و "لولا" ایده آل وجود ندارند، سفتی هر نوع اتصال بین اتصال سفت ایده آل و لولا قرار دارد.

he oiled the hinges to stop them squeaking.

او لولاها را روغن زد تا از صدا کردن آنها جلوگیری کند.

Our factory director hinged his action on future sales.

مدیر کارخانه ما عمل خود را به فروش آینده گره زد.

hardware; hinge; pull; lock; slide; stoper; shelf; screw;

سخت‌افزار؛ لولا؛ کشیدن؛ قفل؛ کشویی؛ توقف؛ قفسه؛ پیچ;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید