carefreenesses

[ایالات متحده]/ˈkɛːrfriː.nəsɪz/
[بریتانیا]/ˈkɛrfriːˌnɛsiz/

ترجمه

n. حالت بی‌خیالی.

عبارات و ترکیب‌ها

carefreenesses abound

آسودگی خاطر فراوان

embracing carefreenesses

پذیرش آسودگی خاطر

celebrating carefreenesses

جشن گرفتن آسودگی خاطر

carefreenesses of youth

آسودگی خاطر دوران جوانی

carefreenesses in life

آسودگی خاطر در زندگی

carefreenesses we cherish

آسودگی خاطری که گرامی می‌داریم

carefreenesses and joy

آسودگی خاطر و شادی

finding carefreenesses

یافتن آسودگی خاطر

carefreenesses of childhood

آسودگی خاطر دوران کودکی

sharing carefreenesses

اشتراک گذاری آسودگی خاطر

جملات نمونه

her carefreenesses during childhood created joyful memories.

بی‌خیالی او در دوران کودکی خاطرات شاداب ساز ساخت.

we often envy the carefreenesses of youth.

ما اغلب به بی‌خیالی جوانی غبطه می‌ورزیم.

his carefreenesses allowed him to explore the world without fear.

بی‌خیالی او به او اجازه داد تا بدون ترس دنیا را کشف کند.

carefreenesses can sometimes lead to unexpected adventures.

بی‌خیالی گاهی اوقات می‌تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.

she embraced her carefreenesses as a way to cope with stress.

او بی‌خیالی خود را به عنوان راهی برای مقابله با استرس پذیرفت.

carefreenesses are often associated with a lack of responsibility.

بی‌خیالی اغلب با فقدان مسئولیت همراه است.

his carefreenesses made him the life of the party.

بی‌خیالی او باعث شد که او روح مهمانی باشد.

they enjoyed the carefreenesses of summer vacations.

آنها از بی‌خیالی تعطیلات تابستانی لذت بردند.

finding carefreenesses in everyday life can be challenging.

پیدا کردن بی‌خیالی در زندگی روزمره می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

her carefreenesses inspired others to let go of their worries.

بی‌خیالی او الهام بخش دیگران برای رها کردن نگرانی‌هایشان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید