carings

[ایالات متحده]/ˈkærɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkerɪŋz/

ترجمه

v. مراقبت کردن، نگهداری کردن یا نگران بودن.
n. نشان دادن یا احساس نگرانی برای کسی یا چیزی؛ اهمیت دادن به کسی یا چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

caring attitude

نگرش دلسوزانه

caring nature

طبع دلسوز

caring community

جامعه دلسوز

caring hands

دست‌های دلسوز

caring heart

قلب دلسوز

caring support

حمایت دلسوزانه

caring environment

محیط دلسوزانه

caring friends

دوستان دلسوز

caring family

خانواده دلسوز

caring professionals

متخصصان دلسوز

جملات نمونه

her carings for the environment inspired others to join the cause.

نگهداری او از محیط زیست الهام بخش دیگران برای پیوستن به این جنبش شد.

his carings for his family always come first.

نگهداری او از خانواده‌اش همیشه در اولویت است.

the teacher's carings for her students made a big difference.

نگهداری معلم از دانش‌آموزانش تفاوت بزرگی ایجاد کرد.

they showed their carings through volunteer work in the community.

آنها با انجام کارهای داوطلبانه در جامعه، نگرانی خود را نشان دادند.

her carings for the elderly led her to start a support group.

نگرانی او از سالمندان باعث شد یک گروه حمایتی راه‌اندازی کند.

his carings for animals prompted him to become a veterinarian.

نگرانی او از حیوانات باعث شد دامپزشک شود.

carings for mental health are becoming more recognized in society.

نگرانی برای سلامت روان در حال شناخته شدن بیشتر در جامعه است.

they expressed their carings through acts of kindness.

آنها با انجام اعمال مهربانی، نگرانی خود را نشان دادند.

carings for children's education is essential for a better future.

نگرانی برای آموزش کودکان برای آینده بهتر ضروری است.

her carings for her friends made her a beloved companion.

نگرانی او از دوستانش باعث شد یک همراه مورد علاقه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید