carts

[ایالات متحده]/kɑːts/
[بریتانیا]/kɑrts/

ترجمه

v.سوم شخص مفرد زمان حال از cart؛ حمل‌ونقل با kereta
n. سبد خرید یا ترولی که برای حمل کالا استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

shopping carts

سبدهای خرید

empty carts

سبدهای خالی

push carts

سبدهای هل‌دار

full carts

سبدهای پر

abandoned carts

سبدهای رها شده

loading carts

بارگیری سبد

rented carts

سبدهای اجاره‌ای

moving carts

جابجایی سبد

repair carts

تعمیر سبد

stored carts

سبدهای ذخیره شده

جملات نمونه

we pushed the shopping carts through the crowded store.

ما چرخ‌های خرید را از میان فروشگاه شلوغ عبور دادیم.

the farmer's market had many carts selling fresh produce.

بازار کشاورزان دارای بسیاری از چرخ‌های خرید بود که محصولات تازه می‌فروختند.

he carefully maneuvered the delivery carts around the corner.

او به دقت چرخ‌های تحویل را دور پیچ هدایت کرد.

the children loved riding in the little red carts.

کودکان عاشق سوار شدن به چرخ‌های قرمز کوچک بودند.

they loaded the carts with groceries for the week.

آنها چرخ‌ها را با مواد غذایی برای هفته پر کردند.

the antique store displayed beautiful porcelain carts.

فروشگاه عتیقه‌فروشی چرخ‌های چینی زیبا را به نمایش گذاشت.

the golf carts zipped across the green fairway.

چرخ‌های گلف با سرعت از مسیر سبز عبور کردند.

empty carts were neatly parked in the designated area.

چرخ‌های خالی به طور مرتب در منطقه تعیین شده پارک شده بودند.

the museum showcased historical horse-drawn carts.

موزه چرخ‌های اسب‌کشی تاریخی را به نمایش گذاشت.

he abandoned his overflowing carts near the exit.

او چرخ‌های سرریز خود را در نزدیکی خروج رها کرد.

the theme park offered convenient snack carts throughout the park.

پارک موضوعی چرخ‌های میان وعده راحت را در سراسر پارک ارائه می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید